“زني پس از 11 سال زندگي مشترک به خاطر قدرنشناسي همسرش صبح ديروز به دادگاه خانواده رفت و درخواست طلاق کرد.
اين زن به قاضي دادگاه خانواده گفت؛ 11 سال پيش با مهريه 300 سکه بهار آزادي با همسرم که وضع مالي خوبي نداشت ازدواج کردم و با تمام سختي ها زندگي ام را ادامه دادم تا اينکه همسرم با سرمايه يي که پدر و برادرانم در اختيارش قرار دادند کسب و کار خوبي راه انداخت و وضع مالي اش خوب شد.
اين زن افزود؛ شوهرم تا زماني که پدرم در قيد حيات بود رفتار خوبي داشت اما پس از فوت پدرم به بهانه اينکه مي خواهد دو فرزندم را براي معالجه نزد پزشکي در شهرستان ببرد آنها را از من جدا کرد و پس از آن گفت ديگر مرا نمي خواهد و براي اينکه عذاب وجدان نداشته باشد برايم يک اتاق در محله هاي جنوب شهر با کمترين امکانات اجاره کرده است. باورم نمي شود فردي که با سرمايه پدرم توانست وضع مالي اش را رونق ببخشد مرا اين طور در اوج قدرنشناسي سرگردان و آواره کند. به هر حال ديگر نمي خواهم همسر او باشم. پس از ثبت اظهارات اين زن قاضي دادگاه رسيدگي به پرونده وي را به جلسه ديگري موکول کرد.
funpatogh . com


