آونوس

تفاوت عشق و هوس{ در ارتباط دختر و پسر يا در ازدواج}

تفاوت عشق و هوس{ در ارتباط دختر و پسر يا در ازدواج}

1 – عشق معطوف به غير از خود است. در حاليكه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زير را مقايسه كنيد:- ( من) دوستت دارم- ( من) برات مي ميرم                                                                                       - (براي من) هيچكس مثل تو نميشه- ( من ) هميشه به فكر توام-( من) را فراموش نكن- ( من ) از تو رنجيدمدر حاليكه در عشق، توجه به حالتها و لذتهاي خود نيست. و خواست و شرايط معشوق جايگزين خودخواهي فرد مي شود.جمله معشوق است و عاشق پرده ايزنده معشوق است و عاشق مرده اي2 – هوس پاسخ به يك نياز جسماني و رواني است، مثل نياز به آب، نياز به اكسيژن ، نياز به غذا. ولي عشق فراتر از يك چنين نيازي هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشكوفايي فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمي كند، كوچك نمي كند. عشق عزت و احترام دارد و اين احترام از روي بي نيازي و بزرگي عشق حاصل مي شود. شايد در فيلم ها ديده و شنيده باشيد كه فردي مي گويد« من عشق را گدايي نمي كنم».هر چه جز عشقست، شد ماكولِ[1] عشق دو جهان يك دانه پيش نَولِ[2] عشقدانه يي مر مرغ را هرگز خورَد؟ كاهدان مر اسب را هرگز چَرَد[3]؟3 – عشق محدود كننده و زنداني كننده معشوق نيست. عشق آزاد كننده است. اگر فردي را مجبور كنيم كه همه علائق ، سليقه ها و تفكراتش را فقط متوجه ما كند و فقط به ما بينديشد، او را محدود به خودمان كرده ايم، نه اينكه عاشق خودكرده باشيم. در واقع اين عشق نيست، اين يك هوس است و ما را وابسته به شخص ديگري نموده است.آنكه او بسته غم و خنده بوداو بدين دو عاريت زنده بودباغ سبز عشق، كو بي منتهاست   جز غم و شادي درو بس ميوه هاستعاشقي زين هر دو حالت، برترست  بي بهار و بي خزان ، سبز و ترستدر نگنجد عشق در گفت و شنيدعشق، دريايي ست قعرش ناپديد. 4 – عشق با بدبيني و سوء ظن همراه نيست. عشق يك اعتماد است. يك اطمينان است و پس از شناخت رفتار، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت يك آگاهي عميق به وجود مي آيد. لذا ابتدا اعتماد به وجود مي آيد و بعد عشق منعقد مي شود. بعضي ها مي پرسند «بايد اول عاشق شد بعد ازدواج كرد يا اول ازدواج كرد بعد عاشق شد؟!» در جواب بايد گفت: اگر بعد از ازدواج بخواهي عاشق بشوي كه كار از كار گذشته است و آن فرد هر خصوصيت يا رفتار و يا افكار و احساسي كه داشته باشد، بايد تحمل كنيد، نام اين عشق نيست.از طرف ديگر بدون بررسي ، شناخت ، تحقيق و ارتباط رسمي چگونه مي توان عاشق فردي شد تا در پي آن ازدواج كرد؟ ( يعني روش عاشق شدن قبل از ازدواج چگونه است)خلاصه اينكه، طي يك فرايند رسمي كه خانواده ها در جريان هستند، و ارتباطات شما آشكار و شفاف هست. با مشورت و بررسي شما و خانواده هايتان از فرد مقابل آگاهي به دست مي آوريد، تناسب رفتارها، نقاط ضعف ، احساسات و افكار يكديگر را مي سنجيد و ساير معيارهاي مطلوب را دقيقا ارزيابي مي كنيد. بديهي است كه اگر اين موارد مثبت باشد خواه ناخواه شما عاشق فرد مي شويد( نه هوس پيدا كنيد). اما هوس اينست كه معمولا به صرف مجاورت ايجاد مي شود. همكلاسي، هم محله اي، همكار، فاميل و …، مي بينيد، خنده ها و عشوه هايش را حس مي كنيد، شيطنتها ، بازيگوشي ها، و كلاس گذاشتن هايش را نظاره مي كنيد، به دلتون مي افتد كه عاشقش هستيد و با خيالات مستمر از او غولي مي سازيد كه فقط بعد از ازدواج شكسته مي شود و واقعيت آن روشن مي شود. معمولا چنين دو نفري به جاي شناخت يكديگر، انرژي خود را صرف احساسات يكديگر مي كنند، دل ميدهند و قلوه مي گيرند، هر روز به تعداد زيادي براي يكديگر مي ميرند، يا حداقل غش مي كنند  و تعارفات كلاس بالا نصيب هم مي كنند، از وجود يكديگر ممنون مي شوند، از هم زياد تشكر مي كنند، با مطالعاتي كه در مورد مخ زني دختر يا پسر در اينترنت يا ….آموخته اند سعي مي كنند طرف مقابل را شيفته خود سازند ( به هر قيمتي)به هم زياد كادو مي دهند، متون ادبي جالب ، آهنگهاي احساس نواز، و مبالغه هاي غير عقلاني به يكديگر پيشكش مي كنند، كم كم نقش پدر، مادر، دوستان، همكاران و … را حذف كرده و همه را يك جا به محبوب خود پيشكش مي كنند، و وقت خود را يا با او پر مي كنند يا با خيالات او سر مي كنند و در خيالات خود او را تك ستاره اي مي دانند كه آسمان قلب آنها را نوراني مي كند، بدون او زندگي معني و مفهوم و شور خود را از دست مي دهد. او يك انسان نيست، يك فرشته است، او هيچ عيبي ندارد، و فقط و فقط مهر و عشق و صفا و نقاط مثبت است. تصور از دست دادن او ، كابوسي وحشتناك هست. مفعول شعرهاي تمام ترانه هاي شاد و غمناك به نوعي به محبوب آنها بر مي گردد، واينگونه اين احساسات غير قابل كنترل مي شود ، در حاليكه عشق همانطور كه گفته شد، فرايند مشخصي از آگاهي مي باشد. منظور اين نيست كه از احساس تهي باشد، نه ، اما احساس يكي از پارامتر هاي مهم در كنار پارامترهاي آگاهي هست كه نمي تواند جاي خالي ديگر خصيصه ها را پر كند. احساس انفجار آميز در رابطه ها منجر به تحريف واقعيت ها شده و آنقدر آب را گل آلود مي كند كه خود فرد به هيچ وجه قادر به شناخت صحيح طرف مقابل خود نيست. و پس از فروكش كردن احساست، پس از ازدواج ، تفاوت ميان خيالات خود و واقعيت ها را درك مي كنند. 5 – عاشق، خود را ملزم مي داند كه حريم عشق و معشوق را رعايت كند و هنجارها را به نفع لذت خود نمي شكند. عاشق در پي كام گرفتن از معشوق، پيش از آنكه اين حريم كامل و رسمي شود، نيست. بايد كانون خانواده شكل گيرد و انعقاد پيمان زناشويي انجام پذيرد و طرفين مسئوليت زندگي و تعهد كامل را نسبت به هم بپذيرند. هر گونه خلوت، لمس و ارتباطي كه جنبه لذت جويي داشته باشد (قبل از تعهد كامل زناشويي و در چارچوب قانون)، صرفا آسيب پذيري عشق را به همراه دارد و اين آزمايش كردن عشق نيست، بلكه سيراب كردن هوس و عطش شهواني است.عشق هايي كز پيِ رنگي بُوَدعشق نَبوَد ، عاقبت ننگي بود         6 –  چنين مواردي از نشانه هاي هوس هستند: زودرنجي، قهر و آشتي ، دل خوري، نگراني، ترديد ، عجله در به نتيجه رسيدن، امروز و فردا كردن، زبان بازي كردن، با چند نفر ارتباط صميمي وعميق عاطفي گرفتن، روياپردازي در مورد فرد، چشم پوشي از نقاط ضعف آن شخص و … ، همه از نشانه هاي هوس است، در حاليكه عشق ، قامتي رعناتر، بزرگتر ، قوي تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر آرامش بخش است و نگراني از درست رفتن، ندارد. عشق هايي كه نگراني آفرين، اضطراب آور و دمدمي مزاج و به ظواهر فرد بستگي دارد، همان هوسها هستند كه « محور من» در آنها قوي است . يعني فرد همه چيز را براي خودش مي خواهد ، نه معشوقهر كه را جامه ز عشقي چاك شد او ز حرص و جمله عيبي پاك شدشاد باش اي عشقِ خوش سوداي ما اي طبيبِ جمله علت هايِ مااي دوايِ نخوت و ناموسِ مااي تو افلاطون و جالينوس ماجسمِ خاك از عشق ، بر افلاك شدكوه، در رقص آمد و چالاك شد 7 – عشق پيش نياز لازم دارد. يعني فرد بايد رشد كند و از مراحلي بگذرد تا نوبت به عاشق شدن برسد. كسي كه هنور با والدينش درگير است، سازگاري با همكاران ندارد، رابطه صميمانه اي با دوستانش ندارد. افسرده و مضطراب است، تصميم هاي مهمي در زندگي نگرفته يا به اجرا در نياورده است، از اين شاخه به آن شاخه مي پرد، هدف زندگي خود را شفاف ترسيم نكرده است. و حتي در انتخاب هنجارها به انتخاب ثابتي براي وضع ظاهري ، پوشش و نحوه رفتارش نرسيده است و مردد بوده و روز به روز شكل به شكل مي شود و هويت خود را نيافته است، مانند كودك پيش دبستاني است كه براي اردو به دانشگاه رفته باشد، او هرگز نمي تواند در نقش دانشجو باشد. حتي اگر بر روي صندلي هاي دانشگاه بنشيند. لذا عشق پس از بلوغ عاطفي ، بلوغ اجتماعي، بلوغ فكري، بلوغ رواني و …، پيدا مي شود، در غير اين صورت فقط هوس خامي بيش نيست. 8 – عشق بايد يك وحدت و يكپارچگي بين شما ، افراد و همه هستي ايجاد كند. اگر رابطه دختر و پسري، با پنهان كاري، تعارض ، درگيري با ديگران، احساس گناه، اضطراب، ترديد، و قطع روابط اجتماعي با ديگران، مشكل در شغل ، تحصيل ، روابط خانوادگي و …، همراه هست بايد مطمئن شد كه هوس، خود را به جاي عشق به آنها معرفي كرده است. و چنين شروعي براي رابطه، پايان هايي به مراتب دردناكتر و فجيع تر به همراه دارد.در نگنجد عشق در گفت و شنيد  عشق، دريايي ست قعرش ناپديد

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 28 ژانویه 2012
  • بدون نظر
  • مزاياي مجرد بودن

    مزاياي مجرد بودن  

    شماره 5

    مجبور نيستيد عادات شخص ديگري را تحمل كنيد

    عادت كرديد وقتي او از ماشين خودتراش شما براي زدن موهاي پايش اسـتفاده ميكند، با فروتني هر چه تمام تر چشم پوشي كـنـيـد. روشـن كـردن شـمع هـاي معطر در همه اتاقها ديگر قابل تحمل نيست. ميتوانيد با آرامش كامل بدون اينكه مجبور به تحمل خرخر كردن او باشيد بخوابيد و ديگر كسي نيست كه بدون اينكه ككش بگزد هـمه پـتـو را روي خودش انداختـه و شمـا را از آن مـحروم نـمايد. بـجز خود شما هيچ فر ديگري وجود ندارد كه بخواهيد به دلش راه بياييد. به بردباري و شكـيـبـايي خود استراحـتـي سزاوار هـديـه نموده و در آرامش و راحتي زندگي كنيد.

     

    شماره 4

    مي توانيد هر كاري را در هر موقعي كه بخواهيد انجام دهيد

    مجرد بودن شما را از انجام كارهاي يكنواخت و حلقه محاصره عادات روزانه خارج ميكند. زمـاني كـه تـوانش را داريد، شهامت بخرج دهيد. بـا دوسـتـان خـود بـه مـاهـي گـيـري و سفرهاي هيجان انگيز برويد. همه اين كارها را بدون اينكه مجبور به جواب پس دادن بـه فرد ديگري باشيد، مي توانيد انجام دهيد. اين نهايت و اوج آزادي است.

     

    شماره 3

    مي توانيد توجه خود را معطوف شغلتان گردانيد

    زندگي همانند يك بازي تردستي مي ماند كه شما مجبوريد همه عوامل و عـناصـر را در هوا نگه داشته در حين اينكه به هر كدام از آنها بطور يكسان توجه ميكنيد. اما اگر يـكي از اين عناصر سقوط كرد و افتاد بايد توان خود را معطوف بقيه نماييد. در زمان تجرد زمان زيادي براي اختصاص دادن به كار و حرفه خود خواهيد داشت. ميـتوانـيد از اين زمان براي ارتقاي سطح شغلي و پيشرفت بيشتر استفاده نماييد. و لازم نـيـست نـگـران قـربـانـي كردن زندگي عشقيتان باشيد، چرا كه مجرد و نيرومند هستيد.

     

    شماره 2

    مي توانيد ارباب خودتان باشيد 

     روابــط عاشـقانـه مـتـرادف بـا مـصـالـحه و سازش است. در نهايت براي برقراري آرامش و مساوات مجبور به فدا نـمودن چيزهايي كـه دوسـت داريـد خـواهيـد شـد – يـك مـسابقه فوتبال و يا پنير اضـافي روي پـيـتـزايـتـان. از اوقـات تـجرد براي لذت بردن بيشتر از زندگي استفاده نماييد. در برخي معيارهاي كوچك، خودپسندي براي نفس مفيد است.

    همچنين ارباب خـود بودن بمعناي اين است كه مجبور به پاسخ دادن به كسي نخواهيد بود. اينـكه بـه خـاطر همه مسائل و اتفاقات نياز به جواب دادن و استنطاق شدن داشته باشيد.

     

    شماره 1

    مي توانيد فرصتي براي پيدا كردن همسر ايده آل خود بدست آوريد 

    در ايام تجرد ميـتـوانيد سعي و تلاش خود را براي يافتن محبوب و معشوق حقيقي خود بكار ببنديد. به عبارت ديگر با اين كار از ازدواجهاي عجولانه و نابخردانـه كـه مـمكن است يك عمر شما را به دردسـر انـداخـتـه و مـشـكـلات غيـر قابل جبراني ايجاد كند، خودداري خواهيد نمود.

    مـتاسفانه برخي از افراد به دلايل نادرست زير ممـكن اسـت نـسـنـجيده و بـدون در نـظر گرفتن فاكتورهاي اصلي، اقدام به ازدواج نمايند:

    • رسيدن به سني بخصوص
    • ازدواج كردن همه دوستان ديگر
    • ترس بخاطر از دست دادن نفر فعلي
    • عدم موفقيت آنچناني در روابط پيشين و اينكه نفر فعلي اولين شخصي است كه علاقه نشان مي دهد

    با وقت گذاشتن و بررسي بيشتر در مورد عوامل و فاكتورهاي ازدواج موفق مي توانيد از دوران تـجرد بـه عنـوان تـجـربه اي ارزشـمند براي شروع يك زندگي موفق و طولاني بهره ببريد.

     

    روي درخشان تنهايي

    هر چيزي دو رو دارد؛ خوب و بد. فقط كافي است بياموزيد كه چگونه مي توان آن جـنـبـه خوب را تشخيص داده و شناسايي نمود. اجتماع اهميت زيادي براي يافتن همسر قائـل است، چيزي كه هورمونهايتان شما را سريعا وادار به آن كار مي كنند. دفعـه بـعـدي كــه احـسـاس نـمـوديـد كـه نـيـاز بـه همسر داريد، اما به دلايلي امكان ازدواج در شـما وجود نداشت، اين 10 دليل  را مرور كرده و از مجرد بودن خود لذت ببريد.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 23 دسامبر 2011
  • بدون نظر
  • شكست در عشق كشنده نيست

    شكست در عشق كشنده نيست

    محققين دريافته اند كه علي رغم زاري و ماتم موجود در ترانه هاي ستاره هاي موسيقي پاپ و شعراي بي دست و پاي دلسوخته، شكست عشقي يا پايان بخشيدن به يك رابطه عاطفي آنقدرها هم طاقت فرسا نيست.

    به گفته الي فينكل (Eli Finkel) استاديار روانشناسي در دانشگاه (Northwestern) كه نتيجه تحقيقاتش در مجله روانشناسي تجربي اجتماعي منتشر شده است،"ما توانايي خود را در مواجهه با دل شكستگي دست كم ميگيريم."

    فينكل و همكارش پل ايستويك (Paul Eastwick) به بررسي عشاق جوان- به خصوص آن دسته از عشاقي كه به احساسي شديد و سوزان دچار بودند- پرداختند تا ببينند كه آيا پيش بيني آنها از احساس بدبختي و انهدام در زمان پايان يافتن رابطه اقعا به همان شدتي كه ميگويند خواهد بود؟

    فينكل ميگويد :" به طور متوسط، افراد احساس نا اميدي و اندوه ناشي از جدايي را بيش از حد دست بالا ميگيرند."

    اين تحقيق كه 9 ماه به طول انجاميد، بر روي دانش آموزان كالج كه دو ماه از آشنايي و آغاز رابطه عاشقانه آنها گذشته بود، انجام شده است. آنها هر دو هفته يك بار يك پرسشنامه را پر ميكردند. اطلاعات جمعاوري شده متعلق به 26 تن شامل 10 زن و 16 مرد بود كه در طي شش ماه اول آغاز تحقيق از يكديگر جدا شدند.

    پيش بيني شركت كنندگان از ميزان نا اميدي ناشي از جدايي در دو هفته قبل از آن با آنچه در واقعيت احساس ميكردند و آنچه در طي چهار دوره مختلف ثبت كرده بودند، مقايسه شد. تعجبي ندارشت كه هرچه شخصي عاشقتر بود، جدايي را سخت تر تحمل ميكرد.

    به گفته فينكل :" افرادي كه عاشقترند واقعا بيشتر از جدايي متاثر ميشوند. اما در مقايسه با حس واقعي آنان، پيش بيني آنها از اينكه اين جدايي تا چه حد ميتواند دردآور و مرگبار باشد تا حد چشمگيري غلو شده است."

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 4 دسامبر 2011
  • بدون نظر
  • وجود 4 هزار دو جنســي در ايران

    وجود 4 هزار دو جنسي در ايران

    اعتماد: سازمان بهزيستي كشور از اين پس موظف است براي تغيير جنسيت، 5 ميليون تومان در اختيار «ترنس جندرها» قرار دهد.

    معاون اجتماعي سازمان بهزيستي كشور اعلام كرد؛«امسال علاوه بر اعتبار قبلي كه براي درمان افراد دچار اختلال هويت جنسي در اختيار بهزيستي بود، رديف جديدي براي درمان اين افراد از محل اعتبارات بند ب تبصره 15 قانون بودجه در اختيار بهزيستي قرار گرفت. بنابراين در مجموع 700 ميليون تومان براي كمك هزينه درمان در اختيار سازمان قرار گرفت.»

    سيدمحمدي تعداد متقاضيان تغيير جنسيت در ايران را 300 نفر و تعداد افرادي را كه دچار اختلال هويت جنسي هستند 4 هزار نفر تخمين زد.

    به طور ميانگين هزينه هر تغيير جنسيت در ايران 12 ميليون و خارج از كشور بيش از 15 ميليون تومان است.

    بنابر خبر فارس، بهزيستي نيز اعلام كرده است كه اين كمك بنابر تقاضاي استان ها ممكن است تغيير كند و به ميزان اعتبار و تعداد مراجعه كنندگان بستگي دارد.

    هرچند اين خبر بر آمار 4 هزار نفري «ترنس»ها تاكيد دارد، اما پيش از اين آمارهايي مبني بر وجود 30- 25 هزار نفري يا بيش از 150 هزار نفر ترنس اعلام شده است.

    بيماري اختلال هويت جنسي يك بيماري ژنتيك است كه عواملي چون فرهنگ و آموزش در تشديد و ايجاد عوارض آن تاثير مي گذارد. سازمان بهداشت جهاني (WHO)، دو درصد از جمعيت جهان را مبتلا به اين بيماري مي داند. ترنس ها هويت جنسي و رواني متفاوت با بدن خود دارند. تغيير جنسيت پروسه نفسگيري است كه به غير از چندين جراحي نياز به سال ها هورمون درماني، روان درماني، مشاوره و … دارد.

    اين بيماران بيشترين آمار خودكشي در ميان اقليت جنسي را از آن خود كرده اند. 40 تا 60 درصد اين بيماران بعد يا قبل از تغيير جنسيت خودكشي مي كنند.

    مريم خاتون ملك آرا، در سال 1365 فتواي تغيير جنسيت خود را از امام خميني(ره) گرفت و با تغيير جنسيت نام خود را به عنوان اولين تغيير جنسيت داده ايراني ثبت كرد.

    پيگيري هاي مستمر او طي 15 سال گذشته منجر به تغييرات نسبي در نگرش مسوولان نسبت به بيماري اختلال هويت جنسي شد. وي يكي از اعضاي انجمن ملي بيماران فراجنسيتي است كه نمايندگان، وزارت كشور، وزارت رفاه، نيروي انتظامي، سازمان بهزيستي، وزارت كار، بسيج، كميته امداد و قوه قضائيه از اعضاي اصلي آن هستند.

    وي با اشاره به تصويب هزينه 5 ميليون توماني كمك درمان از سوي وزارت بهزيستي مي گويد؛«پرداخت هزينه هاي درماني به عهده وزارت بهداشت و درمان است كه اين وزارتخانه اين وظيفه را به عهده نمي گيرد. با توجه به طرد اين بيماران از خانواده و نيز عدم امكان اشتغال و هزينه هاي جانبي از قبيل مسكن و مشاوره و … 5 ميليون تومان هيچ كمك قابل قبولي به ترنس ها نمي كند و تنها هزينه ليزر يا بخشي از جراحي هاي زيبايي است.»

    ملك آرا تاكيد مي كند كه جراحي زيبايي از الزامات تغيير جنسيت است و نبايد به عنوان «لوكس بودن» اين هزينه را ناديده گرفت.

    او درباره كيفيت درمان و جراحي در ايران مي گويد؛«با توجه به نمونه هاي بسيار زيادي كه با آنها ارتباط دارم اعلام مي كنم كه درمان در ايران مطلقاً ممكن نيست چون متخصصان ايراني فاصله باور نكردني با تجربه هاي جهاني دارند.»

    عفونت و اختلال مجاري ادرار و مدفوع و خونريزي شايع ترين عوارض اين جراحي در ايران است.

    ملك آرا منزل مسكوني خود در كرج را در اختيار اين بيماران قرار داده است. خدمات مشاوره حقوقي، رواني، مراقبت هاي پزشكي دوره نقاهت و … را با هزينه شخصي ارائه مي دهد.

    در حالي كه اكثر بيماران و خصوصاً بيماران خاص در همه جاي جهان و در ايران داراي NGOهاي تخصصي خود هستند سال ها تلاش ملك آرا براي ثبت يك NGO بي نتيجه مانده است.

    وي مي گويد؛«تقاضاي ما بعد از سال ها در سال 83 مورد تاييد رئيس جمهور و وزير اطلاعات وقت قرار گرفت و همه مراحل اداري آن طي شد، اما بعد از مديريت جديد امور اجتماعي وزارت كشور مجدداً پرونده رد شد و هنوز نتوانسته ايم اين انجمن را ثبت كنيم.»

    او به نمايندگي از جامعه چند هزار نفري بيماران ترنس و با تاكيد بر فتواي حضرت امام خميني مبني بر لزوم درمان و حمايت از اين بيماران، از رئيس جمهور و مقام معظم رهبري تقاضاي كمك كرد.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 23 نوامبر 2011
  • بدون نظر
  • ده خصلت خانم ها

    ده خصلت خانم ها :

          

      آقايـون خـانم ها را دوست دارند. قيافه، بو، طرز راه رفتن وصـحبـت كردن تـنـها چـنـد نـمـونـه از دلايـلي هسـتـــند كهآقايون فــكر ميـكنند خانم ها موجوداتي آسماني هستند.در حـاليكه زنـدگي بدون وجود اونها غير ممكنه اما مطمئنا باهاشون هم نمي تونيم زندگي كنيم. عـلــت اين كه چرا نمي تونيم باهاشون زندگي كنيم تاحدود بسيار زيادي به اين مطلب بر ميگرده كــه اونها كامل و بي عـيـب نيـــستند.  من از روي تحليل هاي بسيار زياد10 نمـونــه از كارهاي خانم ها رو كشف كردم كه آقايون رو واقـعا كفري مي كـنـــه و باعث ميشه كه مردها به سر حد جنون برسند.

     

    شماره 1

      خانم ها وانمود مي كنند كه پاك و معصوم هستند چيزي كه در تعداد بسيار زيادي از خانم ها ديده مي شود اين است كه قصد دارند تا وانمود كنند در زير يك نور الهي هستند و هميشه از شما خيلي پاك تر هستند. هيچ وقت حاضر نيستند تا اعتراف كنند كه به خيابان گردي مي روند و تعداد دوست پسرهايشان از 5 نفر هم بيشتر است. البته آن دسته از خانمهايي كه واقعا پاك و معصوم مي باشند قابل تحسين هستند اما بقيه بايد از سرپوش گذاشتن روي كارهايشان دست بردارند. اين حق مسلم خانم هاست كه به اندازه آقايون سرگرمي داشته باشند و از زندگي خود لذت ببرند و نهايتا هم مردي را براي زندگي آينده خود پيدا كنند كه قادر به درك تمام اين موارد باشد.

     

    شماره 2

      از ساير خانم ها انتقاد مي كنند  براي چه هيچ خانمي نمي تواند از خانم ديگر تعريف كند؟ اونها دوست دارند از تمام مسائل مربوط به خانم هاي ديگر ايراد بگيرند حال از وزن و مدل مو گرفته تا… تنها يك خانم مي تواند تشخيص دهد كه كفش خانم ديگري با كيفش ست نيست و با همين مطلب مي تواند او را به خاك سياه بنشاند.   البته عده بسيار معدودي از خانم ها مي توانند جذابيت خانم هاي ديگر را بپذيرند (و خوشبختانه او را به جمع دوستانه شان دعوت كنند) اما بسياري از آنها دوست ندارند

    همسرانشان جذب زيبايي و محبوبيت خانم هاي ديگر شوند. اما با وجود تمام اين حرف ها آقايون به طور ناخودآگاه خانم هاي زيبا و جذاب را خواهند ديد.

     

    شماره 3

      حسودي  مي كنند .بيشتر اوقات تنها اشاره به اسم يك خانم ديگر مي تواند براي شما مرگ را به همراه داشته باشد. حال تصور كنيد چگونه مي خواهيد در جنگي كه به دليل رفتن شما به كلاب رقص شبانه به وجود آمده آست پيروز شويد

     

    شماره 4

     

      خود را نيازمند نشان مي دهند بعضي از خانمها هميشه چند خط مشي بسيارسري را دنبال مي كنند. آنها از همسرانشان انتظار دارند كه تمام توجهشان را به آنها معطوف كنند، آنها را تر و خشك كنند و به آنها بگويند كه تا چه حد وجودشان استثنايي و ويژه است. آنها مي خواهند مردها را به يك

    صندوقچه احساسات تبديل كنند و از آنها انتظار پشتيباني اخلاقي، ذهني و عاطفي دارند.در اين قسمت يك تضاد جدي بين آن دسته از خانم ها كه ذكر شد و دسته ديگري كه به بيرون از خانه رفته، كار مي كنند و خود را مستقل نشان مي دهند وجود دارد. دسته دوم جزء گروهي هستند كه هنگام عاشقي واقعا متزلزل مي شوند. البته شايد دانستن اين مطلب براي شما خالي از لطف هم نباشد كه آقايون خانم هاي سرسخت را ترجيح مي دهند زيرا حداقل در اين حالت مي توانند اندكي آرامش ذهني خود را حفظ كنند.

     

    شماره 5

     

    رمزي صحبت ميكنندجمله قديمي " نظر تو چيه؟" يكي از مثال هايي است كه خانم ها براي تست كردن احساسات و روحيات آقايون به كار مي برند. آنها مي خواهند به اين طريق متوجه احساسات واقعي مردها نسبت به خودشان شوند. آنها در مورد نقاط ابهام سوال مي كنند و بر اساس طرز تفكر

    آنها ما بايد پاسخ سوالات را درست مطابق آنچه در ذهن آنهاست بدهيم در غير اين صورت جزئي از روح آنها به شمار نخواهيم رفت و به عبارتي نيمه گمشده آنها نخواهيم بود.   مي توانيد اين منظره رقت آور را تصور كنيد: مردي كه آماده پردازش سوالات همسر خود است، او به دنبال پاسخ مناسب مي گردد ولي هيچ چيز به ذهنش نمي رسد، همسرش دست به كمر در جلوي او ايستاده و از فاصله نسبتا زيادي به او خيره شده و و پاي خود را مرتبا به زمين مي زند. آقايون عزيز هيچ راه فراري جز ارائه جواب نداريد فقط بايد اميدوار باشيد كه سرانجام كارتان به بيرون از خانه در كنار زباله ها كشيده نشود!

     

    شماره 6

     

    تجاوز به حريم شخصي همه خانم ها اين تمايل غريزي و نا خودآگاه را دارند كه هر طور مي خواهند با مردها رفتار مي كنند و تمام وسايل شخصي آنها را مال خود مي كنند.   به عنوان مثال هنگاميكه لباسي را دوست ندارند، به راحتي به خود اجازه مي دهند كه بر سر كشوي لباسهاي ما رفته و آن را زير و رو كنند تا چيزي را كه مناسب حالشان است پيدا كنند و مثلا ژاكت جديد مورد علاقه ما را بر ميدارند و مي پوشند. حال تصور كنيد كه شما به متعلقات شخصي آنها نزديك شويد و يا نه، فقط در مورد مدل مويشان نظر بدهيد، آنچنان جهنمي برپا خواهد شد كه شعله هاي آن همه جا را فرا مي گيرد. بنابراين شما فكر نمي كنيد كه زندگي يك زمين بازي جوانمردانه است؟

     

    شماره 7

     

      بيش از اندازه احساساتي مي شوندآنها به خاطر هر چيزي گريه مي كنند: يك فيلم غم انگيز ( و يا حتي شاد)، شكستن ناخنشان، خراب شدن مدل موها و … و بدتر از همه اينها زماني است كه از ما انتظار همدردي دارند، تنها كاري كه بايد انجام دهيد سرو كله زدن با خانمي است كه به شما چسبيده و گريه و زاري راه انداخته است.   البته منظور من اين نيست كه آقايون بي عاطفه هستند و هيچ گونه احساسي ندارند اما مشكل اينجاست كه خانم ها بيش از اندازه "ماماني" هستند و متاسفانه بسياري از آقايون كوچكترين نكته اي در مورد تسلي خاطر به خانم ها نمي دانند. البته اين حقيقت كه خانم ها اندكي ظريف و آسيب پذير هستند نكته جالبي است زيرا شما به راحتي مي توانيد آنها را دلداري دهيد تا موضوع را فراموش كنند. شما كه نمي خواهيد سيلي از اشكهاي او در خانه شما جاري شود؟

     

    شماره 8

     

    آنقدر خريد  مي كنند تا از حال بروند هنگامي كه زمان خريد فرا مي رسد در طول روز زمان كافي براي خانم ها وجود ندارد. حال از گشت و گذار در مراكز خريد و تماشاي ويترين مغازه ها گرفته تا خرج كردن تمام موجودي همسرانشان. آنها مي توانند ساعت هاي طولاني را در پشت ويترين يك مغازه كفش فروشي صرف كنند و اصلا هم به آب و غذا و ديگر مسئوليت هايي كه در زندگي بر دوش آنهاست

    فكر نكنند.   اما تا اينجا همه چيز قابل تحمل است فقط دعا كنيد آنروز فرا نرسد كه آنها تصميم بگيرند تا شما را نيز به همراه خود ببرند. ما همراهشان مي رويم از اين مغازه به آن مغازه، سرگرداني هاي بي هدف، چند قدم به جلو و دوباره به عقب تا زمانيكه تمام جزئيات البته بجز برچسب قيمت مورد بررسي قرار گيرد.

     

    شماره  9   

     

    پيوسته صحبت مي كنند متاسفانه "كريس راك" نيز اين تجربه تلخ را داشته است. روزي در يك مصاحبه تلويزيوني يك سوال از خانمي پرسيد كه او براي 45 دقيقه در مورد آن توضيح داد! بيشتر خانمها عاشق صحبت كردن هستند و هنگاميكه به آنها ميدان دهيد بدون توقف پيش خواهند رفت. البته تصور نكنيد كه گفته هاي آنها براي ما اهميت ندارد ما فقط نمي خواهيم گزارش ثانيه به ثانيه تمام جزئيات را بدانيم.

     

      شماره 10

    از روابط جنسي به عنوان يك سلاح استفاده مي كننددر جدال جنسي همه چيز بر سر كسي خراب مي شود كه شلوار بر تن دارد. اغلب خانمها براي نشان دادن برتري خود نسبت به مردها به آنها از موضع روابط جنسي حمله مي كنند.   البته من به نوبه خود به كارگيري اين روش موذيانه را تحسين مي كنم ولي اين واقعا منصفانه نيست كه آنها از ابتدايي ترين نيازهاي انساني اينطور سوء استفاده كنند.   ياد بگيريد آنها را تحمل كنيد اگر با كفايت و تدبير كافي با مسائل مربوط به خانم ها برخورد كنيد رفتارهاي آزاردهنده آنها چندان هم غيرقابل تحمل به نظر نمي رسد. تنها شانس شما اين است كه خود را با آنها وفق دهيد شما هم رفتارهاي رنجش آور و آزار دهنده مخصوص به خود را داريد، هيچ انساني كامل نيست، و من فكر مي كنم اين مطلب تنها چيزي است كه هم خانم ها و هم آقايون مي توانند بر سر آن به توافق رسند.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 11 نوامبر 2011
  • بدون نظر
  • تحکيم بنيان خانواده، چگونه؟

    اعظم بهرامى تتماج
    پيوند زناشويي، امرى غريزى و از نيازهاى اوليه و اساسى‌ انسان است و نيازى به آموزش خاص ندارد. اما تداوم اين پيوند و داشتن روابط صحيح که به پايدارى خانواده منجر مى‌شود نيازمند آموزش است. اهداف خانواده و اقتضاى تاسيس آن ايجاب مى‌کند که با بنيان آن يعنى زن و شوهر در تحکيم و پايدارى اين بنا نهايت سعى خود را بکنند و با همان انگيزه که بر تشکيل آن اقدام کردند، بر دوام آن نيز اصرار ورزند تا وحدت و پويايى اين نهاد مقدس تا پايان حفظ شود. در يک نگاه کلى به قرآن کريم مى‌توان فهميد که تمام احکام و دستورات اسلام به نوعى ناظر بر صيانت از خانواده است. بخشى از آن براى تزکيه و تطهير فرد و بخشى پيرامون اصلاح جامعه و حفظ سلامت آن وضع شده است. در مقاله قبل به عواملى پرداختيم که باعث تضعيف خانواده مى‌شود. در اين مقاله به عواملى مى‌پردازيم که مى‌تواند باعث تحکيم بنيان خانواده شود.
    عوامل تحکيم روابط در درون خانواده:
    1- توجه به جايگاه خانواده:
    درک موقعيت و جايگاه خانواده از سوى افراد خانواده، اولين گام در تنظيم روابط است. هر کدام از افراد خانواده بايد به هدف اصلى خانواده توجه داشته و در جهت تامين آن تلاش کنند. و خواسته‌ها و توقعات خود را به سمت آن سوق دهند. قرآن، خانواده را نظامى جامع و در مسير کمال مى‌بيند و بالقوه آن را يک مجموعه متعالى براى تامين اهداف مقدس مى‌انگارد، که براى به فضيلت رساندن آن برنامه‌ريزى مى‌کند و جايگاه حقوقى و وظايف افراد را با اين ويژگى تعيين مى‌نمايد.
    2- تثبيت نقش‌ها:
    خانواده جامعه کوچکى است که نيازمند مديريت است. بهترين نمود مديريت خانواده در تثبيت نقش‌هاست. زن و مرد، در سايه ازدواج پيمان وحدت بسته‌اند و دست بيعت بر ايجاد محيطى سرشار از تفاهم و رشد داده‌اند. بى‌ترديد لازمه رسيدن به اين هدف مقدس، آن است که در يک نظام صحيح موقعيت هر فرد طراحى و تعيين شود و بپذيرد که نسبت به ديگرى حقوقى دارد و در قبال آن وظايفى را متعهد مى‌شود. مرد، همسر و پدر خانواده است و حق همسرى و پدرى دارد. پس بايد حقوق او در جايگاهش رعايت شود و زن نيز همسر و مادر خانواده است و بايد حقوق او نيز در هر دو جايگاه محفوظ باشد، در اين ميان، انتظارات افراد از يکديگر بر حسب نقش‌ها تعديل مى‌شود. فرزندان بايد پدر را در جايگاه پدرى باور کنند، نه خدمتگزار و بانک خانواده و مادر را نيز در جايگاه مادرى باور کنند، نه خدمه‌اى با محبت و سختکوش.
    همسران نيز بايد موقعيت يکديگر را در نظر داشته باشند. البته همکارى و کمک به ديگرى در خانواده به معناى تزلزل يا جابه‌جايى نقش‌ها نيست و اختلاف سليقه هم امرى پذيرفته است. در خانواده قرآني، پدرسالاري، مادرسالارى يا فرزند سالارى معنا ندارد، همه تابع حق و عدالت هستند.
    3- حفظ شئون فردي
    گاه زوجين به نحوى در نقش خانوادگى خود فرو مى‌روند و خود را فراموش مى‌کنند. مادر فقط مادر است براى فرزندان و همسر است براى شوهرش و حقوق خويش را از ياد برده است. يا پدر تنها در فکر ايفاى نقش پدرى و همسرى است و کاملا از نيازهاى خود غافل مانده است. در حالى که هر دو بايد بدانند که زمانى يک کانون فعال و پويا خواهند داشت که هويت شخصى آنها به طور کامل حفظ شود. شناخت حقوق و وظايف در رشد و تعالى همسران و ايفاى مسئوليتشان نسبت به غير، بسيار موثر است. بنابراين، زن و مرد علاوه بر اهتمام به نقش‌هاى خويش، تامين خواست‌ها و نيازهاى خود را نيز جزو عوامل تحکيم و تعالى بخش خانواده قلمداد کنند.
    4- آشنايى و پايبندى به تعهدات اخلاقى و حقوقى
    خانه با هر محيط ديگر متفاوت است و خانواده متمايز از هر جمع ديگرى است. خانه مامن اهل آن است. و هيچ عاملى نبايد امنيت و سکونت آن را آشفته سازد، زن و مرد مسئول ايجاد و حفظ اين امنيت و آرامش‌اند و هيچ کس جز آن دو توان، انجام اين امر را ندارند. اما براى ايفاى اين نقش مهم از سوى زن و مرد “اخلاق” مهمترين نقش را دارد. زيبايي، مال، مدرک تحصيلى و هيچ عامل ديگرى خارج از دايره اخلاق موثر نخواهد بود. حتى قوانين حقوقى که تعيين کننده حد و مرزهاى وظايف و حقوق زن و مرد است در اين امر تاثير معکوس دارد.
    5- حسن معاشرت
    از ويژگى‌هاى انسان، تمايل و نياز او به معاشرت است و از معاشرت، جز محبت ديدن و محبت ورزيدن انتظار ندارد؛ چرا که خلقت انسان براساس عشق و محبت بوده است. خداوند رفتارها و برخوردهاى صحيح انسانى در خانواده را با “حسن معاشرت” معرفى مى‌کند و از مرد و زن “مردان در حد تکليف حقوقى و زنان توصيه اخلاقي” رعايت آن را با ميزان “معروف” يعنى رفتارى پسنديده و انسانى مى‌خواهد. حسن معاشرت درخانواده، در دو محدوده مرزهاى حقوقى و دستورالعمل‌هاى اخلاقى تعيين مى‌شود. حساسيت‌ محيط خانواده، اهداف بلند مدت و مقدس آن اقتضا مى‌کند که همسرين بيشترين دقت را در رعايت حسن معاشرت با يکديگر داشته باشند و از خانه فضايى سرشار از انس و ملاطفت بسازند. زيرا خداوند زن و مرد را هدفمند در کنار يکديگر قرار داده است و کمال آن دو را در اين آميختگى و تشکيل خانواده تعبيه کرده است.
    منابع:
    1- خانواده در قرآن- احمد بهشتي
    2- فصلنامه شوراى فرهنگى اجتماعى زنان

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 27 سپتامبر 2011
  • بدون نظر
  • بلوغ جنســي زود رس در پسران

    بلوغ جنسي زود رس در پسران

    عواملى باعث بلوغ مى شوند كه كاملا و به درستى براى ما شناخته نشده اند. يك محور مهم در بدن وجود دارد كه ممكن است دربرگيرنده عوامل مربوط به بلوغ جنسى باشد كه به نام محور هيپوتالاموس ـ هيپوفيز و غدد جنسى يا غدد فوق كليوى, مورد توجه بسيار است. هيپوفيز هورمونهاى گنادوتروپين را ترشح مى كند و هيپوتالاموس هورمونهاى محرك هيپوفيز را مى سازد و آزاد مى كند و اين مسير هورمونى به غدد هدف يعنى غدد جنسى يا فوق كليوى ختم مى شود. قبل از شروع بلوغ ترشحات هورمونى گنادوتروپين از هيپوفيز كم است ولى احتمالا تحت تإثير غدد جنسى مردانه كنترل مى شود. براى اينكه در نمونه هاى تجربى و آزمايشگاهى ديده شده كه اگر فرد مذكرى قبل از بلوغ اخته شود در واقع كنترل غدد جنسى بر هورمون گنادوتروپين كاهش يافته و سطح ((گنادوتروپين ها)) افزايش مى يابد. با شروع دوره بلوغ سطح هورمونهاى جنسى بخصوص در خواب اوج مى گيرد و بعد از اينكه دوره بلوغ شروع شد سطح هورمونهاى جنسى وFSH/LH در طول روز و بيدارى نيز افزايش مى يابد. آندروژنها نيز توسط غدد ياد شده ساخته مى شود.

    تستوسترون يا هورمون جنسى مردانه در زندگى جنينى از حدود هفته هفتم حاملگى در غدد جنين مذكر شروع به ساخته شدن مى كند و ترشح آن افزايش مى يابد. ترشح و افزايش تستوسترون باعث تغييرات و شكل گيرى اعضاى تناسلى خارجى يك فرد مذكر مى شود. بلوغ در يك نوجوان مذكر با رويش مو در صورت, عقب رفتن خط رويش مو در پيشانى, وضعيت ظاهرى بدن و لگن و اندامها, رويش مو در زير بغل و ناحيه زهار به طرف بالا و به شكل لوزى شروع مى شود. تغيير صدا نيز تقريبا در همين زمان اتفاق مى افتد. تمامى اين فرآيندها از حدود 11, 12 سالگى شروع مى شوند و غالبا در يك دوره 5 ساله تكميل مى شوند. البته سن شروع بلوغ و مراحل تكميل آن در افراد مختلف متغير است.

    منبع: بلاگ نگاه نو

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 28 ژوئن 2011
  • بدون نظر