آونوس

گفتگو با مـرد 2 متر و 47 سانتی

HTML clipboard

«مرتضی مهرزاد» فرزند سهراب در سال 1366 در شهرستان رودسر استان گیلان به دنیا آمد، او فرزند اول خانواده است و پس از او مهسا 18 ساله و برادر دیگرش مهیار 17 ساله به دنیا آمدند، او ناگهان به شكل عجیبی قد كشید به طور حتم داستان زندگی او برای شما بسیار جالب خواهد بود، او برای ما می‌گوید كه چرا اینگونه قد كشیده است. او برای ما از روزهایی خواهد گفت كه 190 سانتی‌متر قد داشت و حالا پس از 6 سال ،57 سانتی‌متر بلندتر شده است.

به یكباره قد كشیدم

در سال 1378 به همراه خانواده‌ام از رودسر به شهرستان چالوس آمدیم و زندگی اجاره‌ای خود را آغاز كردیم، پسرخاله‌ام مهدی كریمی در این چند سال برای ما خیلی زحمت كشید و به من و مادرم بسیار رسیدگی كرد كه از او ممنونم. البته زمانی كه ما از رودسر به چالوس آمدیم، من سالم بودم و چنین وضعی نداشتم.در سال 82، زمانی كه 16 ساله بودم، ضربه شدیدی به لگن سمت راستم خورد كه مدتی این درد با من همراه بود و باعث بستری شدنم در بیمارستان شهیدبهشتی بابل شد، آزمایشات زیادی روی من صورت گرفت و دو بار هم تحت عمل جراحی قرار گرفتم، مدتی پس از عمل متوجه شدم كه پای راستم 10 سانتی‌متر كوتاه‌تر از پای چپم می‌باشد، در همان زمان متوجه شدم كه دارم بلند می‌شوم، من پیش از عمل یك متر و 90 سانت قدم بود، اما طی این سال، نزدیك به 60 سانت بلندتر شده‌ام

 

 

گزارش »مـرد 2 متر و 47 سانتی


 

 

«مرتضی مهرزاد» فرزند سهراب در سال 1366 در شهرستان رودسر استان گیلان به دنیا آمد، او فرزند اول خانواده است و پس از او مهسا 18 ساله و برادر دیگرش مهیار 17 ساله به دنیا آمدند، او ناگهان به شكل عجیبی قد كشید به طور حتم داستان زندگی او برای شما بسیار جالب خواهد بود، او برای ما می‌گوید كه چرا اینگونه قد كشیده است. او برای ما از روزهایی خواهد گفت كه 190 سانتی‌متر قد داشت و حالا پس از 6 سال ،57 سانتی‌متر بلندتر شده است.

به یكباره قد كشیدم

در سال 1378 به همراه خانواده‌ام از رودسر به شهرستان چالوس آمدیم و زندگی اجاره‌ای خود را آغاز كردیم، پسرخاله‌ام مهدی كریمی در این چند سال برای ما خیلی زحمت كشید و به من و مادرم بسیار رسیدگی كرد كه از او ممنونم. البته زمانی كه ما از رودسر به چالوس آمدیم، من سالم بودم و چنین وضعی نداشتم.در سال 82، زمانی كه 16 ساله بودم، ضربه شدیدی به لگن سمت راستم خورد كه مدتی این درد با من همراه بود و باعث بستری شدنم در بیمارستان شهیدبهشتی بابل شد، آزمایشات زیادی روی من صورت گرفت و دو بار هم تحت عمل جراحی قرار گرفتم، مدتی پس از عمل متوجه شدم كه پای راستم 10 سانتی‌متر كوتاه‌تر از پای چپم می‌باشد، در همان زمان متوجه شدم كه دارم بلند می‌شوم، من پیش از عمل یك متر و 90 سانت قدم بود، اما طی این سال، نزدیك به 60 سانت بلندتر شده‌ام.

مادرم؛ همه چیز من

آنها زندگی سختی را می‌گذرانند، بیماری مرتضی و درآمد كم از جمله مشكلاتی است كه این خانواده را تحت فشار قرار داده است، مرتضی می‌گوید: «از مادرم تشكر می‌كنم، او همه چیز من است، او بیماری دیابت دارد، تا جایی كه دو انگشت پای چپ خود را از دست داده است، اما با این حال با كار در منازل مردم و نظافت خانه‌ها، سال‌هاست كه چرخ زندگی‌مان را می‌چرخاند، برادرم هم در یك آرایشگاه كار می‌كند، من از روی آنان خجالت می‌كشم كه به خاطر وضعیت جسمانی‌‌ام نمی‌توانم برای درآمد خانواده قدمی بردارم، از طرفی اجاره مسكن و از طرفی دیگر هزینه‌های بالا، زندگی‌مان را دشوار ساخته است. من شش سال است كه خانه‌نشین و زمینگیر شدم و همچنان در حال رشد هستم، از من به جز اینكه مخارج درمانم هم به دوش خانواده افتاده است، كاری برنمی‌آید.

دغدغه‌های من

امكان ندارد فردی مانند مرتضی مهرزاد، دغدغه‌های زندگی نداشته باشد، می‌گوید: «از آنجا كه قد بسیار بلندی دارم، خجالت می‌كشم در اجتماع حاضر شوم، حتی خیلی از همسایه‌ها نمی‌دانند كه من در كنار آنان زندگی می‌كنم، هیچ كفش و لباسی به سایز من پیدا نمی‌شود، اگر هم پیدا شود باید سفارشی برایم بدوزند، شلوار پارچه‌ای نمی‌توانم بپوشم، چون اذیت می‌شوم، در هیچ اتومبیلی پاهایم جا نمی‌گیرد و نمی‌توانم زندگی راحتی را دنبال كنم، بعضی موقع‌ها، از خودم خسته می‌شوم، اما نباید با تقدیر مبارزه كنم، نمی‌دانم آینده برای من چه سرنوشتی را رقم زده است.

علت بلندی قد من

دكتر شیروانی و دكتر مطیعی كه هر دوی‌شان، فوق‌تخصص مغز و استخوان هستند، با آزمایشات مختلف گفتند كه توموری در مغزم مشاهده شده كه این غده باعث رشد بی‌رویه من طی شش سال اخیر شده است، به زودی در بیمارستان شهدای تجریش تهران مورد عمل جراحی قرار خواهم گرفت تا اگر خدا بخواهد از پیشرفت بلندی قد من جلوگیری شود.

هزینه عمل من

پس از اینكه مسئولان از حال و روز من باخبر شدند، به كمك من شتافتند و هزینه پزشكان و خرج عمل جراحی‌ام را متقبل شدند. فرمانداری، كمیته امداد، سازمان بهزیستی، شورای شهر و وزارت بهداشت و درمان شهرستان چالوس و عده‌ای دیگر از مسئولان استان مازندران به من كمك كردند كه جا دارد از همه آنان تشكر كنم.

سرم را گرم می‌كنم

از آنجایی كه از منزل بیرون نمی‌روم، باید سر خودم را یك جوری گرم كنم، از این رو به مطالعه كتاب و مجلات می‌پردازم، تلویزیون نگاه می‌كنم، از دیدن فوتبال لذت می‌برم، پرسپولیسی هستم و تمام بازی‌های این تیم را تماشا می‌كنم، بازی‌های منچستر را از دست نمی‌دهم.

آرزوهای من

مرتضی مهرزاد آرزو دارد ظهور امام زمان(عج) را ببیند، از خداوند می‌خواهد كه تمامی بیماران را شفا بدهد و از افرادی كه تاكنون به او و خانواده‌اش كمك كرده و همچنین خانم باقری كه طی این سال‌ها به رتق و فتق امورشان پرداخت، تشكر می‌كند.

كار خیر

ما همه ایرانی هستیم و در شرایط خاصی درست مثل شرایط «مرتضی مهرزاد» باید به كمك او بشتابیم، خیّرینی كه دوست دارند به مرتضی و این خانواده كمك كنند، می‌توانند كمك‌های خود را به حساب سپهر بانك صادرات به شماره 0317815885003 به نام مرتضی مهرزاد واریز نمایند. خداوند او را‌ شفا دهد.

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 29 ژانویه 2012
  • بدون نظر
  • دیدنی های مغز آلبرت انشتین! + عکس

    HTML clipboard

    مغز آلبرت انشتین همواره یکی از موضوعات جالب برای تحقیق و مطالعه دانشمندان بوده است. زیرا وی یکی از سرشناسترین نوابغ قرن بیستم شناخته می شود.
    ۷ ساعت پس از مرگ آلبرت در سال ۱۹۵۵، مغز آلبرت بدون اجازه از خانواده اش توسط Thomas Stoltz Harvey بیرون آورده شد.”هاروی” مغز آلبرت را به خانه اش برد و آنرا داخل یک ظرف شیشه ای دهان گشاد نگهداری کرد، هر چند او بعد بدلیل انجام این کار از محل کارش که مخصوص تشریح اجساد بود اخراج شد.

     

    مغز، انیشتین

     

    چند سال بعد،”هاروی” از Hans پسر بزرگ آلبرت برای مطالعه و بررسی مغز پدرش اجازه گرفت و تکه‌هائی از مغز آلبرت را برای دانشمندان مختلف در سرتاسر دنیا فرستاد. یکی از این دانشمندان به نام Marian Diamond بود که در دانشگاه UC Berkeley  بود. او با مطالعه قسمتی از مغز آلبرت متوجه شد که در مغز او در مقایسه با یک شخص نرمال، بطور قابل توجهی سلولهای گلیال که مسئول ترکیب کردن و مرتب کردن اطلاعات هست وجود دارد.
    در مطالعه دیگر پروفسور ساندرا ویتسون فهمید که مغز آلبرت دارای کمبود یک چین خاصی از مغزش است که شکاف Sylvian نامیده می‌شود. ویتلسون مشاهده کرد که این استخوان بندی غیر معمول اجازه می‌دهد به اعصابها در مغز آلبرت که بهتر با دیگران رابطه برقرار کند.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 24 ژانویه 2012
  • بدون نظر
  • عکس: رکورد بیشترین عمل زیبایی در دنیا ***

     

    سیندی جکسون ( Cindy Jackson ) در طی 50 عمل زیبایی بیش از 100000 دلار پرداخت کرده . از سال 1988 تا کنون 9 عمل زیبایی تمام عیار داشته . این دختر کشاورز آمریکایی یک پیشگام در بیشترین تغییر چهره است و رسانه های جهان به او مقام ” Living

    جراحی.jpg

    Barbie Doll ” را دادند .درمان او شامل : عمل جراحی روی صورت ، بینی ، ایمپلانت سینه ، لیپوساکشن ، پوست شیمیایی ( chemical peel – نوعی عمل روی بدن که جوش های و … پوست را از بین می برد و پوست را بهبود می بخشد )، اکسیژن درمانی عصب صورت ،

    بوتکس ، کوچک کردن استخوان چانه، تزریق پر کننده

    جراحی 1.jpg

     

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 15 ژانویه 2012
  • بدون نظر
  • غذاهای عجیب و محبوب بعضی از کشورها !

    HTML clipboard

    شاید باورش سخت باشد اما این منوی غذایی پرطرفدار در بسیاری از كشورهای جهان از چلوكباب ما هم لذیذتر است و مردم برایش سر و دست می‌شكنند. هرچند مطمئنیم خیلی‌ها با دیدن لیست حالشان به هم می‌خورد چه برسد به اینكه…

    کرم حشره ویچتی

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 15 ژانویه 2012
  • بدون نظر
  • زیباترین چیز در دنیا ***

     

    روزی فرشته ای از فرمان خدا سرپیچی کرد وبرای پاسخ دادن به عمل اشتباهش در مقابل تخت قضاوت احضار شد. فرشته از خداوند تقاضای بخشش کرد. خداوند با مهربانی نگاهی به فرشته انداخت وفرمود:من تورا تنبیه نمیکنم، ولی تو باید کفاره گناهت را بپردازی. کاری را به تو محول میکنم،به زمین برو وبا ارزشترین چیز دنیا را برای من بیاور.

    فرشته خوشحال از اینکه فرصتی برای بخشوده شدن دارد به سرعت به سمت زمین رفت.سالها روی زمین به دنبال با ارزشترین چیز دنیا گشت.روزی به یک میدان جنگ رسید، سرباز جوانی رایافت که به سختی زخمی شده بود . مرد جوان دردفاع از کشورش با شجاعت جنگیده بود وحالا درحال مردن بود فرشته آخرین قطره از خون سرباز را برداشت وبا سرعت به بهشت باز گشت.

    خداوند فرمود:به راستی چیزی که تو آوردی باارزش است. سربازی که زندگیش را برای کشورش میدهد، برای من خیلی عزیز است، ولی برگرد وبیشتر بگرد.

    فرشته به زمین بازگشت وبه جستجوی خود ادامه داد. سالیان دراز در شهرها ،جنگلها ،ودشتها گردش کرد. سرانجام روزی در بیمارستان بزرگ پرستاری دید که بر اثر یک بیماری در حال مرگ بود.

    پرستار از افرادی مراقبت کرده بود که این بیماری را داشتند و آنقدر سخت کار کرده بودکه مقاومتش

    را از دست داده بود. پرستار رنگ پریده در تختخواب سفری خود خوابیده بود ونفس نفس میزد.

    در حالی که پرستار نفسهای آخرش را میکشید، فرشته آخرین نفس پرستار را برداشت وبه سرعت به سمت بهشت رفت.

    وبه خداوند گفت:خدوندا مطمئنم آخرین نفس این پرستار فداکار با ارزشترین چیزدر دنیاست. خداوند پاسخ داد: این نفس چیز با ارزشی است. کسی که زندگیش را برای دیگران میدهد، یقینا از نظر من با ارزش است.ولی برگرد ودوباره بگرد. فرشته برای جستجو ی دوباره به زمین بازگشت وسالیان زیادی گردش کرد. شبی مرد شروری را که براسبی سوار بود درجنگل یافت. مرد به شمشیر ونیزه مجهز بود.او میخواست از نگهبان جنگل انتقام بگیرد.

    مرد به کلبه کوچکی که جنگلبان وخانواده اش درآن زندگی میکردند، رسید.نور از پنجره بیرون میزد.مرد شرور از اسب پایین آمد واز پنجره داخل کلبه را بدقت نگاه کرد.

    زن جنگلبان را دیدکه پسرش را میخواباندوصدای اورا که به فرزندش دعای شب را یاد میداد،شنید.چیزی درون قلب سخت مرد ،ذوب شد.آیا دوران کودکی خودش را بیاد آورده بود؟

    چشمان مرد پر از اشک شده بود وهمان جا از رفتار ونیت زشتش پشیمان شد وتوبه کرد.

    فرشته قطره ای اشک از چشم مرد برداشت وبه سمت بهشت پرواز کرد.

    خداوند فرمود:

    این قطزه اشک با ارزشترین چیزدردنیاست، برای اینکه این اشک آدمی است که توبه کرده وتوبه درهای بهشت را باز میکند.

     

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 7 ژانویه 2012
  • بدون نظر
  • علل گریز دختران از ازدواج

     

    علل تاخیر و یا گریز جوانان به خصوص دختران جوان از ازدواج را مى توان دلایل عدیده ای دانست ، اما در این دو مقاله قصد داریم به 4 مورد شایع آن بپردازیم . در این مقاله دو علت گریزدختران جوان از ازدواج را مورد بررسی قرار می دهیم و در مقاله ی بعد به دو علت دیگر خواهیم پرداخت :

    1ـ ادامه تحصیلات در سطوح عالى
    از موانع عمده اى كه در سر راه ازدواج بسیارى از جوانان مطرح است، ادامه تحصیلات در سطوح عالى است. اینكه این موضوع اساسا بتواند به عنوان مانعى براى دانشجویى و فن آموزى رخ نماید ، در خور تامل و بررسى است، ولى به نظر مى رسد كه شاید بتوان با قدرى تدبیر و چاره اندیشى با آن به طور شایسته كنار آمد.

    ازدواج به لحاظ گوناگون عاطفى، اخلاقى، روانى و نیز جسمى نیاز جدى انسان است و استعدادهاى مختلف عقلى و عاطفى او در سایه ی پیمان زناشویى شكوفا شده و به بار مى نشیند ، موقعیت و شخصیت اجتماعى فرد به طور كامل با ازدواج شكل مى گیرد ، احساس مسوولیت و تعهد اجتماعى در پرتو تشكیل خانواده در وجود انسان بیدار شده و رشد مى یابد. با این وصف عاقلانه نیست، انسانى خود را از این همه ی مواهب و فواید محروم سازد و به بهانه هاى مختلف از آن سر باز زند.

    البته اگر كسى بتواند با مراقبت كامل، خود را از هر گونه تحریكات جنسى به دور داشته و همه ی حواس و توجه خود را به سوى تحصیل دانش معطوف سازد ، شاید كناره گیرى از ازدواج مشكل جدى براى او به بار نیاورد ، ولى شخصى كه از چنین تسلطى بر افكار و احساسات خود برخوردار نیست، عواقب دورى گزیدن از ان براى او بسیار زیان بار و گاهى هم شكننده و غیر قابل جبران خواهد بود.

    و لذا مى توان در صورت احساس نیاز به ازدواج و تمایل به ادامه تحصیلات تا سطوح عالى، این كار را با یكى از طرق زیر دنبال كرد و به هر دو خواسته جامه عمل پوشید :

    ـ طولانى بودن دوران عقد.

    ـ عقد موقت با اطلاع و موافقت والدین.

    ـ گنجاندن شرط موافقت و همكارى شوهر براى ادامه تحصیل در عقد ازدواج.

    - كنترل و جلوگیرى از داشتن فرزند براى مدتى با توافق دو طرف.

    ـ كمك و مساعدت والدین دو طرف. و بالاخره در پیش گرفتن زندگى همراه با قناعت و ساده زیستى.

    2 – نبود خواستگار دلخواه
    در سنین بالاترسخت گیری در انتخاب به سرحد وسواس مى رسد و به تدریج نكاتى ریز و غیر قابل اعتنا جاى مهمى را به خود اختصاص مى دهد و دستیابى به همسر مطلوب به آرزویى تبدیل مى شود كه به آسانى قابل تحصیل نیست.
    دختر و پسر، در آغاز دوران بلوغ و مدتى پس از آن به جهت قوت غریزه و ضعف اندیشه ، بیشتر در پى اطفاى غریزه اند و كمتر به تشكیل خانواده و زندگى مشترك و چگونه بودن آن مى اندیشند و لذا به ندرت در این باره و در خصوص ویژگی ها و اوصاف شریك زندگى خود به تامل و محاسبه مى پردازند.

    به تدریج هر چه از سن بلوغ فاصله بیشتر مى شود و قواى عقلى و فكرى تقویت مى گردد این گونه مسایل نیز در كنار پاسخگویى به نیاز جنسى در دایره ی محاسبات و آینده نگرى انسان وارد مى شود. هر چه بر مقدار این فاصله افزوده شود این موضوع نیز با شدت بیشترى، فكر و حواس او را به خود مشغول مى سازد.

    البته این كار در جاى خود خوب، پسندیده و لازم است و شاید بر اساس همین حكمت است كه ازدواج دختران ـ كه به جهت زودرس بودن بلوغ آنان، معمولا در سنین كمتر از پسران به وقوع مى پیوندد و آنها تا آن زمان هنوز تجربه ی كافى براى زندگى و معاشرت زناشویى نیاموخته اند و از سوى دیگر اختیار طلاق نیز، جز در موارد معین، بر اساس حكمت و مصلحت، به آنها داده نشده است ـ باید با اجازه و موافقت پدر و ولى صورت پذیرد ، تا سرنوشت آینده و زندگى آنان با دوراندیشى و احتیاط پدر، كه از تجربه و احاطه بیشترى نسبت به مسایل زندگى و ضروریات و لوازم آن برخوردار است، تامین شود و با نزدیك نگرى و ناپختگى و پیروى از هوس، دست خوش تزلزل و ناكامى نگردد-

    ولى گاهى در سنین بالاتر این قضیه به سرحد وسواس مى رسد و به تدریج نكاتى ریز و غیر قابل اعتنا جاى مهمى را در این مجموعه به خود اختصاص مى دهد و از باب ((هر آنچه شرطش افزون گردد وجودش حاكم مى شود)) به تدریج دستیابى به چنین همسر مطلوبى به آرزویى تبدیل مى شود كه به آسانى قابل تحصیل نیست و تجربه نشان داده است كه چنین انسانهایى پس از افول غریزه و سستى آن و فروكش كردن عواطف و احساسات پاك جوانى و غالبا نرسیدن به خواسته ی واقعى خود ، احساس ناكامى و شكست كرده و خود را از قافله ی زندگى انسانى عقب مانده مى یابند.

    این نكته را باید توجه داشت كه انسانهاى معمولى خالى از عیب و نقص نیستند. هنر زندگى كردن در این نیست كه زن و شوهر از هر جهت موافق و مطلوب هم بوده و هیچ نارسایى در وجودشان نباشد ، بلكه هنر زندگى در این است كه با سرپنجه ی تدبیر، صفا، محبت و ایثار، نقایص و كمبودهاى جزیى و قابل اغماض در هر یك از طرفین پوشیده شده و تحت الشعاع صفات، ویژگیها و شرایط اصلى و اساسى قرار گرفته و از ان چشم پوشى شود.

     

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 5 ژانویه 2012
  • بدون نظر
  • «مادر» دلخور است

    «من حالم خوب است، نه مريض هستم نه دچار مشكل روحي- رواني شده‌ام، خدا را شكر كه در خانه هستم نه در آسايشگاه يا بيمارستان.»

    يكي از مادران مشهور سينماي ايران حميده خيرآبادي است، بازيگري كه خيلي از مردم ايران او را به جاي مادر خود فرض كرده‌اند و دوست داشته‌اند، اما مادر حالا دلگير است، دلگير از شايعاتي كه اين روزها منتشر شده، شايعاتي كه مي‌گويند بيمار است يا در آسايشگاه بستري شده، تنها مانده و فرزندان و دوستان به او سر نمي‌زنند و حتي همسايه‌هايي كه دل‌ آنها سوخته، خواسته‌اند او را به يك خانه سالمندان ببرند: «خدا را شكر دختري مثل ثريا قاسمي دارم، همه او را مي‌شناسند، همه مي‌دانند من همين يك دختر را دارم و او هم تمام جانش را براي من مي‌گذارد، واقعا نمي‌دانم آنهايي كه اين حرف‌ها را مي‌زنند چه منظوري دارند. از وزارت ارشاد و خانه سينما هم گله دارم كه به  اين‌گونه اخبار واكنش نشان نمي‌دهند و من  آنها را تكذيب مي‌كنم. خدا را شكر كه از پا نيفتاده‌ام يا در گوشه‌اي در بستر نيستم،  خودم مي‌توانم از پس كارهايم بربيايم، فقط ناراحت هستم.» به نظر مادر حق دارد، او در اين سن نبايد با شنيدن اين حرف‌ها و شايعات غصه‌دار شود، احترام به او  و احترام گذاشتن به واقعيت، بر همه واجب است.

    منبع  ایده آل

     

     

     


     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 3 ژانویه 2012
  • بدون نظر