آونوس

ده دلیل عمده دروغ گفتن مردان به زنان

مردها عقیده دارند كه در بسیاری از موارد گفتن حقیقت به همسرشان نه تنها مشكلی را حل نمی كند بلكه به مصائب دامن می زند.
گاهی یك دروغ ساده می تواند جلوی به هم خوردن رابطه ای را بگیرد چون مردها عقیده دارند زن ها اكثراً به خاطر چیزهایی كه واقعاً بی اهمیت است دلخور می شوند و برای اثبات ادعای خود، ده دلیل عمده دروغ گفتن به زنان را این چنین عنوان می کنند:

1 – دروغ گفتن آسان تر است :
خیلی آسان است كه به نامزد خود بگوئید كه برای هدیه تولدش فقط و فقط برای اینكه او را خوشحال كنید مجبور شدید پول قرض كنید و اینكه هدیه تان را چقدر گران خریدید!! چرا وقتی می شود كسی كه دوستش دارید را به این راحتی و با گفتن یك دروغ ساده خوشحال كنید، خود را در مشاجرات پایان ناپذیر درگیر می كنید؟ شما مطمئناً می دانید او منتظر شنیدن چه حرفهایی است، خوب به او بگوئید.

2 – قدرت نمایی :
در اكثر رابطه ها، «مرد» بودن به معنای داشتن كنترل بر همه امور است. حتی اگر در ظاهر این طور نباشد هم اكثر زنان، مرد خود را اینطور می پسندند. اگر شما هم با چنین شخصی سروكار دارید چه اشكالی دارد كه به او بگوئید میخواستید تمام تداركات آن مهمانی را به افتخار او خودتان شخصا تهیه كنید.

3 – دروغ گفتن برای بعضی مردها نوعی تفریح است :
وقتی دیر سر قرار شام می رسید، آیا واقعاً قصد دارید به او بگوئید كه بازی به وقت اضافه كشیده شد؟! می توانید زندگیتان را با گفتن یك دروغ ساده نجات دهید؛ مثلاً بگویید لاستیك پنچر اتومبیل پیرمردی را عوض می كردید كه معطل شدید طوری كه كنترل اوضاع اصلاً در دست شما نبوده و شما كاملاً بی تقصیر بودید. او حتی از شما به خاطر این انسان دوستی تشكر هم خواهد كرد!

4 – دروغ جلوی ناامید شدن طرف مقابل را خواهد گرفت :
اگر رابطه تان تازه جدی شده است چرا می خواهید كاری كنید اعتمادی كه ماهها در ایجاد آن وقت صرف كرده اید را در او از بین ببرید. اگر نتوانستید در جمع خانوادگی آنها حاضر شوید به او نگوئید كه این مهمانی با بازی فوتبال تیم محبوبتان هم زمان بوده است!

5 – شجاعت :
با اینكه زنان همیشه می گویند «ترجیح می دهم حقیقت را بشنوم نه یك داستان را»،بعضی مواقع مساله خیلی جدی تر از این حرف هاست. در این موقعیت دروغ گفتن یك راه نیست بلكه تنها راه است. او را خیلی دوست دارید؟ نمی خواهید ازدستش بدهید؟ یك دروغ ساده به حفظ این رابطه می ارزد.

6 – دروغ ناراحتی های بعدی نخواهد داشت :
دروغ گفتن فقط برای حفظ رابطه نیست در بسیاری از موارد شما با دروغ گفتن باعث می شوید قلب او نشکند. وقتی از شما سوال می كند «من چطورم؟» یا «این روژلب نارنجی به لباس بنفش نمی آید؟» لازم نیست حتماً راستش را بگوئید. در این صورت مجبور نیستید یك روز قیافه عبوس او را در سكوت تحمل كنید!

7 – حضور در مهمانی های اجتناب ناپذیر با دروغ لغو خواهد شد :
اگر درست روزی كه باید به تماشای مسابقه فوتبال بروید به مهمانی دوستان نامزدتان دعوت شده اید با یك دروغ كوچك مثل بستری بودن به دلیل دل درد
می توانید هم حس ترحم و دلسوزی او را نسبت به خود برانگیزید و هم از تماشای مسابقه فوتبال لذت ببرید!

8 – دروغ مفید است :
مثل خیلی از مسائل روانشناسی دیگر، زنان در مقابل بسیاری ازمسائل جبهه می گیرند و عكس العمل شدید نشان میدهند. گاهی در آغاز روابط، برای
خوب جلوه دادن خود علاوه بر خوش زبانی، دروغ گو بودن هم موثر است!!

9 – دروغ گفتن خطرات را کم می کند :
با اینكه دروغ گفتن یكی از فاكتورهای مهم وجود یك مرد است (!) همواره در انتخاب دروغهایتان دقت كنید. اگر با دروغ گفتن بسیاری از خطرات از سرتان گذشته این روند را ادامه دهید.

10 – بعضی از زنان تحمل شنیدن حقیقت را ندارند :
به یك جایگزین بنشنید بعضی مواقع دوست دخترهایتان بسیار حساس هستند و نمی توانند فكر اینها را هم بكنند كه شما به خود متكی هستید (به آنها
وابسته نیستید) و برای خود زندگی خود را دارید، اگر می خواهید هردویتان بی مورد ناراحت نشوید می توانید به سادگی یك دروغ كوچك به او بگوئید!!

funpatogh . com

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 21 ژانویه 2012
  • بدون نظر
  • تمایل جوانان به ازدواجهای سبک جدید

    افزایش میل به تشکیل زندگی بر پایه آشناییهای پیش از ازدواج و عدم توانایی مالی لازم برای گذران زندگی مهمترین علل سست شدن بنیان خانواده در جامعه ایران است.

    دکتر باقر ثنایی ذاکر درگفتگو افزود : در جامعه کنونی ما عوامل اقتصادی شاید یکی از اصلی ترین دغدغه هر خانواده ایرانی بوده به طوری که این عامل تقریبا بخش اعظم خانوادهها و زوجهای جوان را در گیر کرده و همین یکی از فاکتورهای اساسی است که به سستی بنیان خانوادهها دامن می زند.

    وی با اشاره به میزان موفقیت ازدواجهای سنتی و به تبع آن حمایت خانواده های زوجین نسبت به استحکام و استمرار بنیان خانوادههای نوپا تصریح کرد : در جامعه سنتی ما ازدواجها به صورت ترتیب داده شده و از طریق خانوادهها صورت می گرفت اما امروز ازدواجها تا حدی از حالت قبلی خارج شده و پسران و دختران جوان از طریق شیوه های جدید آشناییهای قبل از ازدواج علاقمند به زندگی با یکدیگر می شوند.

    این متخصص مشاوره های خانوادگی ادامه داد : با چنین رویکردی نقش خانوادهها در انتخاب همسر آینده فرزندانشان کاهش یافته و به تبع آن حمایت آنها از استحکام و استمرار خانواده های جدید و تازه شکل گرفته فرزندانشان کمتر شده است.

    ثنایی ذاکر یادآور شد : وقتی ازدواجها به شکل سنتی شکل می گیرد ، والدین در انتخاب همسر فرزندانشان نقش اصلی داشته و در دفاع ، حفظ و تداوم آن نقش اساسی دارند ، به همین لحاظ والدین زوجین برای اینکه خدشه ای به انتخاب همسر برای فرزندانشان وارد نشود از پاشیدن نظام خانواده فرزندانشان جلوگیری می کنند.

    به اعتقاد وی ، مسائل اقتصادی و وابستگی مالی زوجین به خانواده هایشان نیز در سیستم یک خانواده تازه شکل گرفته عامل موثری در کاهش استواری پایه یک خانواده است چرا که هر سیستمی در صورتی می تواند به روند کاری خود استمرار بخشد که از توان و بنیه مالی کافی برخوردار باشد.

    رئیس کمیسیون مشاوره خانواده سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور افزود : به دنبال مسائل و مشکلات مالی به ویژه در میان زوجهای جوان موجب افزایش استرس در هر یک از طرفین شده و خود عامل درگیریهای کلامی میان این زوجها می شود.

    این استاد دانشگاه با اشاره به عوامل سستی بنیان خانوادهها در غرب اظهار داشت : در جوامع غربی اوضاع فرق می کند اگرچه در این جوامع تامین اجتماعی در بسیاری کشورها در حد مطلوب است اما مسئله اصلی وجود انحطاطات فکری به معنی افزایش بی حد و حصر آزادیهای جنسی و به نوعی هوس بازی در افراد این جوامع است که منجر به کاهش ابهت ازدواج و انتخاب همسر برای شروع یک زندگی می شود.

    ثنایی ذاکر ادامه داد : اگرچه ازدواج در جامعه ما نیز از این جوامع در حال تاثیر پذیری بوده و تاکید زیادی به آشناییهای پیش از ازدواج می شود اما اتفاقا در این جوامع اگرچه آزادیهای قبل از ازدواج در میان جوانان بسیار زیاد است اما این جوامع به لحاظ طلاق وضع بدتری نسبت به جامعه ما دارند.

    وی با اعتقاد بر اینکه جوانان امروزی باید از ازدواجهای چشم بسته نیز دوری کنند ، خاطر نشان کرد : هر چیز وقت ، زمان و اسبابی می خواهد بنابراین اگر دو جوان دانشجو بدون اینکه زمینه ای برای زندگی مشترک داشته و به رشد بلوغ فکری نرسیده باشند ، با یکدیگر آشنا شوند ، چه بسا عاشق یکدیگر شده و تمایل به ازدواج با یکدیگر داشته باشند که وجود انتظار شکست برای چنین خانواده ای دور از ذهن نمی تواند باشد.

    این متخصص مشاوره های خانوادگی همچنین اظهار داشت : اگر پسران و دختران جوان به مرحله ای رسیده باشند که در آستانه شروع یک زندگی مشترک قرار گرفته باشند در این زمان می توانند با افرادی در محیط کار و تحصیل خود آشنا شده و برای ازدواج با یکدیگر فکر کنند.

    وی ابراز عقیده کرد : جوانان برای ازدواج از نظر مشورتی خانواده ها مطلع باشند، چرا که اگر والدین اعتقاد به زود بودن ازدواج فرزند خود داشته باشند به دلیل شناختی که در طول پرورش فرزند خود کسب کرده اند نسبت به زمان و نوع انتخاب همسر برای فرزندان خود نظراتی دارند که این نظرات جایگاه ارزشمندی دارد.

    رئیس کمیسیون مشاوره خانواده سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور تصریح کرد : این نظرات مشورتی برای ثبات ازدواج برای انتخاب همسر آینده جوانان و دوام ازدواج آنان بسیار موثر است چون اگر خانوادهها در انتخاب همسر فرزندانشان نقش داشته و فرد انتخابی مورد تاییدشان باشد حمایت خوبی از فرزندشان و زندگی مستقل او خواهند داشت.

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 7 دسامبر 2011
  • بدون نظر
  • شصت نكته شيرين درباره ي ازدواج


    درباره ازدواج بسيار گفته و شنيده ايم. اما مطالبي كه در زير مي آيد شايد براي شما تازگي داشته باشد.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 16 نوامبر 2011
  • بدون نظر
  • جعل مدرک تحصيلي براي ازدواج ***

     

    متهم در بازجويي ها ضمن پذيرفتن اتهام جعل گفت؛ چندي پيش براي ازدواج با دختر مورد علاقه ام به خواستگاري اش رفتم اما خانواده او به خاطر بيکاري من جواب رد دادند.
    جواني که براي جلب نظر خانواده دختر مورد علاقه اش اقدام به جعل مدرک تحصيلي کرده بود راهي زندان شد.

    به نوشته اعتماد، چندي پيش در پي اعلام گزارشي از سوي حراست يکي از ادارات دولتي مبني بر دستگيري فردي که اقدام به جعل مدرک کرده بود ماموران نيروي انتظامي تحقيقاتي را شروع کردند و متوجه شدند متهم با ارائه مدارک تحصيلي و کارت پايان خدمت جعلي سعي داشته است در آن اداره استخدام شود.

    متهم در بازجويي ها ضمن پذيرفتن اتهام جعل گفت؛ چندي پيش براي ازدواج با دختر مورد علاقه ام به خواستگاري اش رفتم اما خانواده او به خاطر بيکاري من جواب رد دادند.

    براي همين تصميم گرفتم با استخدام در يک اداره دولتي نظر آنها را جلب کنم.

    براي همين مدارک لازم براي استخدام را جعل کردم.بنابر اين گزارش پس از اعترافات متهم وي به دستور بازپرس دادسراي ناحيه 11 راهي زندان شد.

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 10 اکتبر 2011
  • بدون نظر
  • زن بزرگتر از شوهر عیبی دارد؟

    زمانی که علم جامعه شناسی آشکارا اعلام می کند ازدواج در زمره پیچیده ترین روابط انسانی است، شاید بتوان تأمل زیادی در این خصوص داشت و از زوایای مختلف آن را مورد بررسی قرار داد، زیرا بسیار شنیده شده که ازدواج، مظهر برخورد فرهنگ و طبیعت است. به این صورت که جامعه می کوشد طبیعت را مهار کند و آن را به فرهنگ تبدیل نماید و به دلیل همین ویژگی هاست که بیان می شود میثاق زناشویی با توجه به زمان و شرایط دوران خودش، دچار دگرگونی ها و تغییراتی شده ، ولی نفس آن از قدیم الایام یکی بوده است.

    ازدواج ابعاد گوناگونی دارد و انتخاب همسر نیز گزینه های متفاوتی دارد که جدای از نزدیکی فرهنگ ها، جغرافیا، تحصیلات و…« سن» یکی از ویژگی هایی است که مورد توجه بوده و تفاوت سنی در همه اعصار به گونه ای بوده که نشان می دهد در تفاوت سنی زوجین، مرد چند سالی بزرگتر از زن بوده است. به طوری که در ایران پدیده گزینش همسر، پراکندگی خاصی داشته است؛ از این رو تفاوت سن زوجین در ایران امری طبیعی به نظر می رسد و میزان این تفاوت، تا آنجا مورد توجه قرار می گیرد که در بیشتر موارد میان 4 تا 12 سال است.

    اما بسیاری از جامعه شناسان معتقدند در یک جامعه صنعتی یا رو به صنعتی شدن و پویا، معیارها نیز در حال تغییر و دگرگونی است. چه بسا هنوز وجود داشته باشند افرادی که به تفاوت سنی میان زوجین با تأکید بزرگتر بودن مرد از زن صحه بگذارند، اما در جامعه ای که زنان دست به فعالیت های اجتماعی، فرهنگی، هنری و حتی مطالعاتی و سیاسی می زنند، از نظر تحصیلات ارتقاء پیدا می کنند و جایگاه ها، موقعیت هایی برتر و یا همسان مردان به دست می آورند و همین باعث می شود مقوله سن در ازدواج آنان نیز دچار تغییر شود. مثلاً در جامعه امروز، بسیار دیده شده زنانی که از همسران خود بزرگتر هستند. با این حساب می توان گفت که نظریه همسر گزینی با توجه به شرایط خاص هر جامعه می تواند تغییر یابد و در نهایت موجب طرح این پرسش می شود که آیا بزرگتر بودن زنان از شوهرانشان موجب بروز مشکلاتی می شود؟

    پاسخ های مختلفی شامل این پرسش می شود؛ پاسخ های مخالف و موافقی که بحث بر سر هر کدام می تواند نظر عده ای خاص را پاسخگو باشد.

    دکتر امان قرایی مقدم، محقق و استاد دانشگاه در این خصوص می گوید: «به نظر من این تفاوت سنی، منفی است زیرا با تحقیقاتی که روی 2 هزار و 167 پرونده طلاق انجام داده ایم، به این نتیجه رسیده ایم که یکی از مهمترین دلایل طلاق در میان زوجین، بروز همین تفاوت سنی است. یعنی بزرگتر بودن زن از مرد، زیرا این پدیده چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی در جامعه ما پذیرفته شده نیست.

    فرهنگ سنتی ایران می گوید بزرگتر بودن مرد در ازدواج یک ارزش است و حتی در محافل و مناطق روستایی هم، شعرهایی در این خصوص سروده اند، بنابراین اینگونه به نظر می رسد که اگر این ازدواج ها محکم نباشد، در مدت کوتاهی با شکست مواجه می شود.»

    جامعه شناسان دلایل گوناگونی را در این خصوص برمی شمارند. آنان معتقدند رشد علمی و فرهنگی زنان و به دست گرفتن بازار کار و کسب و دیگر موفقیت های اجتماعی در رشد آنان نقش داشته است؛ اما از سوی دیگر، افزایش سن ازدواج و بعد اقتصادی، از مهمترین عوامل چنین پیوندهای زناشویی است.

    حمید اکبری- کارمند، می گوید: «دوستی داشتم که همیشه می گفت من با یک زن پولدار ازدواج می کنم. چند سالی از او خبر نداشتم تا این که هفته پیش او را دیدم. سوار خود روی آخرین مدل شده بود و از ظاهرش مشخص بود که وضع مالی خوبی دارد. برایم تعریف کرد که با خانمی 9 سال بزرگتر از خودش ازدواج کرده و از زندگی اش هم راضی است و به هر چه می خواسته، رسیده است. خوشحال شدم ولی نتوانستم باور کنم، چون آن دوست ِ خیلی شاد و سر حال سابق نبود.»

    ازدواج زن با مردی که از خودش کوچکتر است، از دید جامعه شناسان غیر از بُعد اقتصادی، به مسائل عاطفی و احساسی منوط است. مثلاً دکتر قرایی مقدم در این خصوص می گوید: «خام بودن جوانان و تحت تأثیر احساسات قرار گرفتن، یکی دیگر از دلایلی است که موجب چنین ازدواج هایی می شود، زیرا باید در نظر داشت برخی جوانان با توجه به بالا بودن درایتی که زن در برخی موارد دارد، ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرند. بخصوص که در یک سن خاص زن خیلی بهتر می تواند مرد را رام کند. اگر آن زن از موقعیت اجتماعی و اقتصادی خوبی هم برخوردار باشد که این کار آسان تر انجام می گیرد، زیرا پسرانی که حداقل لوازم زندگی را دارند برای فرار از به دست آوردن این امکانات، ترجیح می دهند چنین ازدواج هایی داشته باشند.»

    این در حالی است که دکتر نوید ایرانپور، پژوهشگر مسائل خانواده در یک طبقه بندی به چرایی و چگونگی این ازدواج ها اشاره می کند. وی معتقد است این ازدواج ها را می توان در 3 طبقه مجزا قرار داد:

    الف- آن دسته از ازدواج هایی است که بنابر اجبار صورت گرفته و خانواده با انتخاب دختری بزرگتر از پسر بنابر از شرایط خاصی، پسر را به ازدواج مجبور می کنند.

    ب- ازدواج هایی که بر پایه عشق و علاقه دو طرف بنا نهاده شدند.

    ج- ازدواج هایی که بُعد اقتصادی دارند.

    وی در ادامه سخنانش نتایج چنین ازدواج هایی را این گونه بیان می کند: «با توجه به نوع چگونگی ازدواج، مسلماً رفتارهای متفاوتی نیز بروز پیدا می کند. در ازدواجی که مرد بر پایه عشق و یا ثروت خود را راضی کرده است که با زنی بزرگتر از خود ازدواج کند دو حالت پیش می آید: یا زن حاکم خانواده می شود و یا این مرد است که از قدرت برخوردار است. زیرا مردی که با توجه به شرایط اقتصادی زن ازدواج کرده است، برنامه ریزی می کند که چگونه از آن استفاده کند. در چنین شرایطی معمولاً جوان بودن خود را بهانه ای برای اخاذی قرار می دهد و زن نیز کوتاه می آید.»

    غیر از این، ازدواجی که بر پایه زور و اجبار است در نوع خود بدترین واکنش را داراست، زیرا زن و مرد بیشترین تنش ها را در خود خواهند داشت. در چنین خانواده هایی بیشترین تنش بر سر این موضوع است که چه کسی قدرت را در دست بگیرد، مرد یا زن؟ مرد به دلیل نگرش سنتی می خواهد مردانگی نشان دهد و حاکم خانه باشد و زن به علت بزرگتر بودن نمی تواند این نکته را تحمل کند و تنش بر سر قدرت، می تواند نهاد خانواده را دچار مشکل کند.

    دوست می گفت: «با مدیر عامل شرکت کامپیوتری که در آن مشغول به کار بودم، ازدواج کردم. او 7 سال از من بزرگتر است و ما 5 سالی است که زندگی مشترکی داریم. راضی ام اما گاهی اوقات احساس می کنم همانند یک مهره هستم و هیچ اراده ای از خود ندارم. تنها این مورد است که ناراحتم می کند.»

    در حالی که عده ای از کارشناسان با این کار مخالف هستند، گروهی دیگر توافق دارند که نمی توان یک حکم کلی برای چنین مسئله ای در جامعه ایران صادر کرد، زیرا هنوز تعریف مشخص و دقیقی از وظایف زن و مرد نسبت به هم تبیین نشده و یا اگر شده کمتر عملی می شود و به همین دلیل است که اختلاف ها روز به روز بیشتر می شود؛ بنابراین در حالی که در زندگی های عادی زناشویی تنش هایی را شاهد هستیم، طبیعی است میان خانواده ای که زن چند سالی هم از شوهرش بزرگتر است، شاهد حرف ها و حدیث هایی هم باشیم. به طور مثال به مرد می گویند هیچ کس را به او نمی دادند و آمد این زن را گرفت و یا این زن سنش بالا رفته بود و مجبور شد با کوچکتر از خودش ازدواج کند، که تمامی این حرف ها در کنار مشکلات دیگر می تواند آسیب پذیری خانواده را افزایش دهد. عده ای از روان شناسان اجتماعی با نگاهی از بعد روان شناسانه و روان شناختی نیز سعی بر تحلیل این دسته از ازدواج ها دارند.

    آنان معتقدند از نظر روان شناسی زن ها زودتر از مردها نسبت به مسائل زندگی عاقل تر می شوند و درکشان از مسائل درون خانواده و زندگی عمیق تر است؛ بنابراین مسئولیت پذیرند و یا بیشتر در این زمینه ها فکر می کنند. حال اگر زنی چند سالی بزرگتر باشد، به طور ناخودآگاه انتظار دارد که مرد هم همانند او فکر کند و مسائل را بسنجد، برای همین زمانی که انتظارش برآورده نمی شود، این تصور تداعی می شود که مرد نسبت به خانه و خانواده بی مسئولیت است و در نهایت تنش فضای خانواده را پر می کند. از سوی دیگر، مردی که با زن بزرگتر از خودش ازدواج می کند، ممکن است پس از چند سال زندگی، با فرسوده شدن جسم زن، احساس ضرر کند و احتمالاً به فکر جدایی و یا ازدواج دوم بیفتد و…

    خانمی می گفت: «پس از 15 سال زندگی، شوهرم به من می گوید تو پیر هستی. من 6 سال جوان تر از تو هستم. می گوید اگر به خاطر ثروت و موقعیت تو نبود، با تو ازدواج نمی کردم. خیلی غصه دار شدم. من با عشق جلو رفتم و او با پول. حالا که به آن چیزهایی که می خواسته، رسیده، به من می گوید تو پیر هستی. پس از 15 سال زندگی این حرف ها دلم را آتش می زند.»

    دکتر ایرانپور به نوع تفاوت در اختلافات سنی نیز اشاره می کند. به این معنی که اگر تفاوت سنی میان زن و مرد 3 تا 4 سال باشد، از یک حد معمولی برخوردار است. در این شرایط زنی که 3 یا 4 سال بزرگتر از شوهرش است، معمولاً در برابر موضع مرد کوتاه می آید و می کوشد مطیع باشد. در صورتی که هر چه این تفاوت سنی افزایش یابد، حس مادری، خواهر گونه و یا سرپرست در زن بیشتر می شود. مثلاً زنی که 15 سال و یا بیشتر از همسرش بزرگتر است، همواره همانند مادر یا خواهر بزرگتر با شوهرش برخورد می کند.

    خانم کارمندی می گفت: «با کسی ازدواج کردم که 10 سال از من کوچکتر است. همه می گویند جای پسرت است و به او هم می گویند که با مادرت ازدواج کرده ای. شاید حق دارند. ولی ما با هم خوشبخت هستیم و 7 سال است که زندگی می کنیم. تمام خرج تحصیلش را خودم دادم و برای دکترا گرفتن فرستادمش خارج از کشور. می گفتند این کار را نکن می رود و دیگر بر نمی گردد؛ ولی همسرم رفت دکترایش را گرفت و برگشت و با هم زندگی می کنیم. الان حرف های مردم کمتر شده؛ ولی هنوز وقتی ما دو تا را با هم می بینند تعجب می کنند.» تمام این مسائل زمانی کنار هم جمع شده، باعث می شوند کارشناسان نظرات مختلفی را ارائه دهند؛ هر چند این نظرات در آخر به نقطه ای مخالف ختم می شود و گویی هنوز عُرف جامعه و مردم آن را قبول ندارند.

    دکتر قرایی مقدم در این خصوص می گوید: «شاید چنین ازدواج هایی نکات مثبتی هم داشته باشد مثل اداره زندگی از سوی زنی آگاه و مدیره. ولی کنار این نکات مثبت، این نکات منفی است که خود نمایی می کند زیرا اگر خود فرد پذیرای شرایطش باشد، تا اندازه ای می تواند نگاه جامعه و مردم را تحمل کند و تأثیرات منفی این برخوردها همیشه در زندگی خانوادگی آنان بروز می یابد.» در هر حال، با نگاهی می توان خانواده هایی را یافت که با بزرگتر بودن زنان از شوهرانشان، زندگی هایی شاد و زیبا دارند.

    آقای که کارمند فرودگاه است می گوید: «روزی که مثل همیشه مشغول چک کردن یکی بودن شناسنامه ها با هویت مسافر بودم، دیدم زن و مرد مو سپیدی شناسنامه هایشان را دادند. مرد 5 سال کوچکتر از زن بود. با خنده گفتم: پدر جان خانمت که 5 سال بزرگتر است. پیرمرد لبخندی زد و گفت: مگر چه عیبی دارد، عوضش خانمم هنوز شاداب تر و جوان تر از من مانده، مگر نه؟!»

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 8 اکتبر 2011
  • بدون نظر
  • هدف اصلی ازدواج

    هدف اصلی ازدواج و تشکیل خانواده، ارضای غریزه جنسی و شهوانی نیست، بلکه تولیدمثل است. بدون شک، خالق بزرگ هستی خواهان تداوم زندگی انسان روی کره خاکی است و تنها راه تداوم نسل بشر، آمیزش جنسی است. خداوند کششی بین دو جنس مخالف (نر و ماده) برقرار ساخت، که اگر این کشش میان نر و ماده نبود، آمیزشی میان دو جنس مخالف صورت نمی گرفت، و اگر آمیزش در کار نبود نسل بشر منقرض می گشت.قوی ترین نیرویی که زن و مرد را به یکدیگر می کشاند، غریزه جنسی است. در حقیقت، جاذبه جنسی بین زن و مرد علت محدثه خانواده و علت مبقیه آن است؛ ولی هدف اصلی ازدواج، ارضای غریزه جنسی نیست، بلکه عاملی ورای این عامل شهوانی و تمتعات جنسی است که عبارت است از تولید نسل. بهترین دلیلی که می توان بر این مدعا که هدف اصلی از ازدواج صرف تلذذ و تمتع جنسی بردن نیست جدائی مردان از زنان نازا و زنان از مردان عقیم آن هم با وجود تلذذ جنسی در حد ارضاء و وجود اقتصاد سالم و وضع معیشتی مناسب در خانه است. مولر لیر، جامعه شناس جامعه شناس آلمانی می نویسد: سه عامل مهم افراد را به طرف ازدواج و تشکیل خانواده سوق می دهد: نیاز اقتصادی، میل به فرزند و عشق. میل به فرزند که همان علاقمندی به بقای نسل و حفظ نوع می باشد، عشق یا لذت جنسی یا نیازهای اقتصادی به عنوان مقدمات وصول به این هدفند. بنابر نظریه کینک، جامعه شناس آمریکایی، از لحاظ جهان شناسی، وظیفه خانواده (زن و مرد) تنها امتداد نسل است و نیازهای اقتصادی یا شهوانی به عنوان مقدمه ای برای رسیدن به این هدف بزرگند. لذا می بینیم که قرآن مجید زنان را محل کشتزار مردان معرفی می کند و می فرماید: A«نسائکم حرث لکمA» ثمره این کشت، فرزند است. رسول اکرم (ص) می فرماید: A«ان خیر نسائکم الولودA»؛ بهترین زنان شما زنی است که بچه آور باشد. نیز می فرماید: با دختران با کره و بچه آور ازدواج کنید ولی با زنان زیبا و جمیله و نازا ازدواج نکنید که من در روز قیامت به زیادی امتم افتخار می کنم.

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 26 جولای 2011
  • بدون نظر
  • راه هايى ساده براى يك ازدواج بى درد سر!!


    يك جوان نياز دارد قبل از ازدواج چند چيز اساسى را مشخص كند ،‌ هدف از ازدواج ؛ انتخاب شخص ايده آل نه آرمانى ، چگونگى مقدمات يك زندگى دو نفره ولى همه اينا كافى نيست زندگى مشترك نياز به مهارت دارد:
     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 25 جولای 2011
  • بدون نظر