آونوس

آیا شیطان ازدواج کرده است؟!/مجرد است یا متاهل؟

آیا شیطان ازدواج کرده است؟!/مجرد است یا متاهل؟

خداوند دانا و حکیم، بر اساس علم و حکمت بی مثال خویش، موجودات عالم هستی را به منظور تکثیر و تولید مثل، به گونه ای آفریده که در ازاء موجود نر، موجود ماده ای وجود داشته باشد، تا از این طریق به بقاء نسل تداوم بخشیده و نظام زیبایی آفرینش را پایدار و مستحکم نموده باشد. حال با توجه به این مطلب، ما در این نوشتار بر آنیم که به این پرسش بپردازیم که آیا شیطان نیز، همگام با سایر جانداران، از این قانون نظام هستی، جهت تکثیر نسل استفاده کرده و برای خود جفتی اختیار نموده است یا خیر؟!

در چرخه نظام هستی، جفت بودن و زوج بودن حقیقتی است که هرگز استثناء پذیر نمی باشد. پیش از آنکه آدمی با بهره گیری از تحقیقات علمی و ابزارهای پیشرفته به این مهم دست یابد، خداوند بی همتا در کلام نورانی خود به گونه ی معجزه آسایی از این واقعیت خبر داده و جفت بودن موجودات عالم را، امری فراگیر دانسته که اختصاص به موجود خاصی ندارد بلکه شامل جماد، نبات، انسان و حیوان می شود.

به عنوان نمونه در سوره مبارکه ذاریات، این امر را به روشنی بیان نموده است، تا هرگونه شک و تردیدی در این زمینه را برطرف نماید، خداوند در این سوره مبارکه در مورد این حقیقت انکار ناپذیر به زیبایی می فرماید: (وَمِن كُلِّ شَیْءٍ خَلَقْنَا زَوْجَیْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ )1؛ و از هر چیزی دو زوج آفریدیم، امید است که عبرت گیرید.

 

iconبرای دانلود کلیک کنید

icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 31 ژانویه 2012
  • بدون نظر
  • راز سالم ماندن اجساد مؤمنین در قبر

    تقوا بر تن و جسم انسان به طور فیزیكی اثر می‌گذارد، پاكی روح و تقوا به جسم انسان خاصیتی می‌دهد كه یكی از اثرات مهم آن نپوسیدن جسم بعد از مرگ است. چندی پیش با انتشار خبر سالم ماندن پیكر مطهر آیت الله سید كاظم حسینی قزوینی پس از 17سال بازتاب گسترده‌ای را درپی خود به همراه داشت .
     

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 31 ژانویه 2012
  • بدون نظر
  • نظر مراجع درباره “مرده شویی” با دستگاه

    به گزارش شیعه آنلاین، در شریعت اسلام غسل میت «شستشوی انسان از دنیا رفته طبق آداب اسلامی» از اعمال بسیار مهم است تا جایی که مراجع عظام تقلید در رساله های توضیح المسائل آورده اند: واجب است میت مسلمان را پس از پاک کردن و شستن بدن او از آلودگی‌ها و نجاست‌ها به ترتیب سه غسل دهند.

    اول: غسل با آب مخلوط به سدر: اندکی سدر در آب غسل ریخته به حدی که آب مضاف نشود نخست با آن آب سر و گردن و بعد سمت راست و سپس سمت چپ را غسل دهند.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 29 ژانویه 2012
  • بدون نظر
  • آثار معنوی و ملکوتی وضو

    وضو گرفتن

    فلسفه تشریع بسیاری از احکام دین بر ما پوشیده است و ما با این حساب و کتاب های عقلی نمی توانیم دقیقا مشخص کنیم که به فلان دلایل این حکم رسیده است و لاغیر .

    پس اگر از چند و چون بعضی از احکام چیزی دستگیر ما نشد نباید کج اندیشانه به آن نگاه کنیم بلکه باید متواضعانه سر تسلیم فرو آوریم و یقین کنیم که خیری است از جانب خداوند حی و قیوم و منتی است بر عبد ضعیف و محتاج پس منّتش را با جان و دل می پذیریم و سپاس به جا می آورییم برای این همه لطف .

    وضو یکی از احکامی است که آثار و برکات زیادی از نظر جسمس و روحی دارد در مورد اثرات جسمی آن قبلا با شما عزیزان صحبت کرده ایم وضوء یک بعد باطنی و معنوی و ملکوتی دارد که اینک به آن روایات توجه فرمائید.

    1- باعث شستشوی گناهان:

    رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: « انّ العبد اذا نوضّا فعسل وجهه تناثرت ذنوب وجهه، و اذا غسل یدیه الی المرفقین نناثرت عنه ذنوب یدیه، و اذا مسح براسه تئاثرت عنه ذنوب راسه، و اذا مسح رجلیه تناثرت عنه ذنوب رجلیه، و ان قال فی اوّل وضوئه « بسم الله الرّحمن الرّحیم» طهرت اعضاوه کلّها من الذّنوب… »

    هنگامی که نمازگزار وضو می گیرد آثار و برکاتی به دنبال دارد از جمله وقتی که صورتش را می شوید آثار گناهان از چهره اش زدوده می شود، و زمانی که دو دستش را تا آرنج (مرفق) می شوید گناهانی که بوسیله دست هایش انجام داده از بین می رود، و آن وقت که سرش را مسح می کشد معصیّت هایی که بوسیله سرش انجام داده زدوده می شود، و آن وقت که پاهایش را مسح می کشد گناهانی که به کمک پاهایش انجام داده است از بین خواهد رفت، اگر کسی در اوّل وضو گرفتن « بسم الله الرّحمن الرّحیم » را (با دقّت و فهمیدن معنایش) بگوید تمام اعضایش از گناهان پاک می شود. 1

    2- جهت معنوی و ملکوتی وضو:

    امام رضا علیه السلام فرمود: «الوضوء الّتی من اجلها صار غسل الوجه و الذّرا عین و مسح الرّاس و الرّجلین فلقیامه بین یدی الله عزّ و جل و استقباله ایّاه بجوارحه الظّاهرة و ملاقاته بها الکرام الکاتبین، فغسل الوجه للسجود و الخضوع و غسل الیدین لیقلبهما و برغب بهما و یرهب و یتبتل، و مسح الراس و القدمین، لا نهما ظاهران مکشوفان یستقبل بهما فی کلّ حالاته و لیس فیهما من الخضوع و التّبتّل ما فی الوجه و الذّراعین.»

    وضوئی که برای آن شستن صورت و دست ها و مسح سر و پاها لازم شده علّتش آن است که نمازگزار در پیشگاه خداوند بزرگ قرار می گیرد و با این اعضای ظاهری (مثل صورت و دست و پا و…) در برابر حق تعالی می ایستد. و با همین اعضای بدن فرشتگان بزرگ که نویسنده اعمالند ملاقات می کند.

    بنابراین شستن صورت برای سجده و فروتنی (در برابر ذات اقدس الهی) است. و شستن دست ها برای آن است که ( آنها از آلودگی ظاهری و باطنی مثل گناه پاک شوند) تا بتواند آن دو را با حالت امید ( به فضل خداوند سبحان ) و ترس از ( عاقبت گناهش ) به درگاه خدای بزرگ بلند کند. و مسح سر و پاها برای این است که آن دو ظاهر و آشکاراند و در تمام لحظاتش باید (با فکر و پاهای غیر آلوده) متوجّه خداوند بزرگ باشد. و آن فروتنی و حالت معنوی که در صورت و دست ها در هنگام عبادت است در سر و پاها نیست. 2

    رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: هنگامی که نمازگزار وضو می گیرد آثار و برکاتی به دنبال دارد از جمله وقتی که صورتش را می شوید آثار گناهان از چهره اش زدوده می شود، و زمانی که دو دستش را تا آرنج (مرفق) می شوید گناهانی که بوسیله دست هایش انجام داده از بین می رود، و آن وقت که سرش را مسح می کشد معصیّت هایی که بوسیله سرش انجام داده زدوده می شود، و آن وقت که پاهایش را مسح می کشد گناهانی که به کمک پاهایش انجام داده است از بین خواهد رفت، اگر کسی در اوّل وضو گرفتن « بسم الله الرّحمن الرّحیم » را (با دقّت و فهمیدن معنایش) بگوید تمام اعضایش از گناهان پاک می شود
    همچنین در روایت آمده:
    وضو

    « جاء نفر من البهود الی رسول الله صلی الله علیه واله فسالوه عن مسائل، و کان فیما سالوه اخبرنا یا محمد لای علّة توضّا هذه الجوارح الاربع و هی انظف المواضع فی الجسد؟ قال النبیّ صلی الله علیه واله وسلم.

    لمّا انّ وسوس الشّیطان الی آدم علیه السلام، دنامن الشّجرة فتظر الیها فذهب ماء وجهه، ثمّ قام فعشی الیها و هی اوّل قدم مشت الی الخطیئة ثمّ تناول بیده فذهب منها ممّا علیها فاکل فطار الجلیّ و الحلل من جسده فوضع آدم یده علی ام راسه فبکی، فلما تاب الله عزو جل علیه فرض الله علیه و علی ذریته تطهیر هذه الجوارح الاربع، فامر الله عزو جل بغسل الوجه لما نظر الی الشّجرة، و امره بغسل الیدبن الی المرفقین لما تناول بهما، و امره بمسح الراس لما وضع یده علی ام راسه وامره بمسح القدمین لما مشی بهما الی الخطیئة.»

    یک نفر یهودی به محضر مبارک رسول گرامی اسلام صلی الله علیه واله وسلم آمد، و سوالاتی را از آن حضرت پرسید و یکی از آن پرسش ها این بود که برای چه این اعضای چهار گانه بدن که تمیزترین اعضای بدن هستند در وضوء شسته می شود؟

    آن حضرت صلی الله علیه واله وسلم فرمود: وسوسه شیطان در حضرت آدم علیه السلام باعث شد که آن حضرت به آن درختی که نباید نزدیک شود، نزدیک شد و نگاهی به آن درخت انداخت و در اثر آن نگاه حجب و حیاء (حضرت آدم علیه السلام) رفت، سپس به طرف آن درخت آمد و این اولین قدمی بود که به طرف خطا بر داشته شد. 3

    بعد حضرت آدم علیه السلام از میوه آن درخت خورد و در اثر این خوردن زینت و لباس از بدنش برداشته شد، و او در این حالت دستش را روی سرش گذاشت و شروع به گریه کرد، بعد از آن که خداوند بزرگ توبه حضرت آدم علیه السلام را قبول کرد، اما بر او و فرزندانش شستن این اعضای چهارگانه را واجب کرد، دستور داد که صورت را بشوید به خاطر این که نگاه کرد به آن درخت، و امر کرد به شستن دو دست تا آرنج برای این که با دو دستش از میوه آن درخت خورد، و دستور داد به مسح سر، برای این که دستی را که میوه با آن خورده بود روی سرش گذاشت، و مسح پاها به خاطر آن بود که به وسیله آن ها به طرف خطا رفت. 4

    خداون سبحان در معراج به رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:

    « یا محمد خذ ذلک الماء فاغسل به وجهک، و علمه غسل الوجه فانّک ترید ان تنظر الی عظمتی و انت طاهرّ، ثمّ اغسل دراعیک الیمین و الیسار و علمه ذلک فانّک ترید ان تتلقّی کلامی، و امسح بفضل ما فی یدیک من الماء راسک و رجلیک الی کعبیک و علمه المسح براسه و رجلیه، و قال: انی ارید ان امسح راسک وابارک علیک فاما المسح علی رجلیک فانّی ارید ان اوطئک موطئاً لم یطاه احد من قبلک و لایطاه غیرک فهذا علّة الوضوء و الاذان. »

    ای محمّد، این آب را بگیر و با آن صورتت را بشوی و به دیگران و امّتت بیاموز، زیرا تو با این صورت می خواهی عظمت و بزرگی مرا بنگری، در حالی که (با وضوء گرفتن) پاک و طاهر می گردی ( و لازمه نگاه به عظمت و بزرگی حقّ تعالی پاک بودن چشم و صورت از هر نوع آلودگی ظاهری و باطنی است).

    سپس دست راست و چپت را بشوی و به دیگران یاد بده، زیرا تو با دو دستت می خواهی کلام و سخن مرا از طریق وحی بگیری، و با آب اضافی دست ها، سر و پاهایت را تا بر آمدگی مسح بکش و به دیگران هم یاد بده، زیرا من می خواهم با مسح سر به تو تبریک بگویم (زیرا مسح سر باعث خیر و برکت و پاک شدن فکر و ذهن انسان از گناهان می گردد) و با مسح پا می خواهم (پاک شوی) و قدم هایت را در جایی قرار دهم که تا به حال هیچ کس غیر تو در آن (مکان مقدّس) قدم ننهاده و این است علّت وضوء و اذان . 5

    در واقع نمازگزار در وقت وضوء با زبان حال و قال می گوید: خدایا با فکر خود بسیار خیال های باطل نمودم که بعضی از آن افکار باطل مرا به گناه و رو سیاهی کشاند. پروردگارا: با چشمانم معاصی زیادی مرتکب شدم. و با تهمت و غیبت و دروغ به وسیله زبانم آبروی افراد بسیاری را بردم و شخصیت آنها را لکه دار نمودم. خدایا: با شنیدن غیبت و تهمت و صدای موسیقی و ده ها گناه دیگر به وسیله گوش هایم موجب خشم و غضب را فراهم کردم، و با پاهایم راه های بسیاری را به خطا رفتم
    - زبان حال در وضو:
    وضو

    از این چهار حدیثی که در بحث آثار معنوی وضوء ذکر شد، یک مطلب مهمّ استفاده می شود، که نمازگزار وقتی وضوء می گیرد، می خواهد از فرق سر تا نوک انگشتان پا از تمام آلودگی ها پاک گردد. چشم و زبان و بینی و دست و پائی … که با آنها انواع گناهان را مرتکب شده و آثار گناه آنها را کدر و ظلمانی کرده است می خواهد با وضوء معنوی و حقیقی آنها را پاک و نورانی سازد. زیرا با چشم و زبان و گوش کثیف و پلیدی که دل را سیاه کرده نمی توان به محضر ربّ العالمین حضور یافت و با او به راز و نیاز پرداخت. لذا حضرت آدم علیه السلام وقتی با اعضای چهار گانه (صورت، دست و پا و سر) خطا کرد، و وضوء صحیح گرفت و با حالت طهارات به محضر خالق هستی مشرف شد و به عبادت و گریه پرداخت، تا خداوند توبه اش را قبول کرد.

    در واقع نمازگزار در وقت وضوء با زبان حال و قال می گوید: خدایا با فکر خود بسیار خیال های باطل نمودم که بعضی از آن افکار باطل مرا به گناه و رو سیاهی کشاند.

    پروردگارا: با چشمانم معاصی زیادی مرتکب شدم. و با تهمت و غیبت و دروغ به وسیله زبانم آبروی افراد بسیاری را بردم و شخصیت آنها را لکه دار نمودم.

    خدایا: با شنیدن غیبت و تهمت و صدای موسیقی و ده ها گناه دیگر به وسیله گوش هایم موجب خشم و غضب را فراهم کردم، و با پاهایم راه های بسیاری را به خطا رفتم.

    و چه بسیار من زن و دختر غافل و بی خبر با پوشیدن لباس و جوراب نازک، و نمایان کردن بدن و پاهایم و، خنده و و اطوار و حرکات سبک، مردان و جوانان زیادی را تحریک و منحرف نمودم و موجب شادی شیطان شدم.

    خدایا: وقتی به خود می نگرم می بینم ما با این اعضای بدنی که برای رشد و کمال و استفاده مشروع به طور امانت در اختیارم نهادی جز خیانت کاری نکردم. با این که همه اینها را سالم به من عطا فرمودی، ولی در اثر غفلت و پیروی از هوی و هوس و فریب شیطان آن ها را به وسیله گناه سیاه و آلوده نمودم،و چه جرم و خیانت و جنایتی از این بالاتر.

    خدایا: اکنون که برای عبادت و نماز می خواهم به محضر اقدست مشرف شوم، از پیشگاه با عظمتت درخواست می کنم مرا که از فرق سر تا نوک انگشتان آلوده ام، پاک و طاهر گردانی و با حالت ندامت و پشیمانی از گذشته به درگاهت آمده ام تا به عبادت و ناله و گریه از گناهانم درگذری، و قلب و سائر اعضایم را به نور وضوء و نماز و جمالت منوّر سازی.

    چنین وضوء گرفتن است که انسان را متحوّل می سازد و نور خواهد بود و نمازگزار را آماده نماز واقعی می گرداند.

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 22 ژانویه 2012
  • بدون نظر
  • شؤون فقيه

    بنابه آنچه امام خمينى در كتاب الرسائل بيان داشته‏اند، شؤون فقيه عبارت است از:

    1. استنباط
    مستنبط كسى است كه توانايى استنباط و به دست آوردن احكام را از ادله داشته باشد.

    2. اجتهاد
    مجتهد كسى است كه مى‏تواند طبق راى و نظر خود عمل نمايد به طورى كه در صورت مطابقت‏با واقع پاداش مى‏گيرد و در صورت مطابقت نداشتن با واقع معذور است و آن عبارت است از به دست آوردن حكم شرعى از راههايى كه نزد متخصصان فقه متعارف است و با تحصيل مقدمات اجتهاد به دست مى‏آيد.

    مقدمات اجتهاد
    1. فرا گرفتن ادبيات عربى به مقدار نياز.

    2. آشنايى به محاورات عرفى و زبان مردم مورد خطاب قرآن وسنت و پرهيز از مخلوط كردن مفاهيم عرفى با دقايق علمى‏و عقلى.

    3. آشنايى به علم منطق.

    4. دانستن مسائل مهم اصول فقه كه در فهم احكام شرعى مؤثر است.

    5. آشنايى به علم رجال به مقدار احتياج در تشخيص صحت و سقم روايات.

    6. انس و آشنايى به قرآن و سنت، كه بيش از هر چيز در استنباط حائز اهميت است.

    7. داشتن تمرين استنباط به‏طورى‏كه برايش قوه (و ملكه) استنباط حاصل شده باشد.

    8. جستجوى كامل از آرا و نظريات پيشينيان تا فقيه در جهت‏خلاف شهرت و اجماع قرار نگيرد.

    9. بررسى فتاوا و اخبار اهل سنت، مخصوصا در مورد تعارض اخبار چه بسا كه در فهم احكام به مجتهد يارى دهد.

    10. به كار بردن جهد و كوشش كامل و به كارگرفتن همه توان در استنباط احكام.

    وقتى مجتهد باشرايط فوق، احكام شرعى را استنباط نمود، مى‏تواند، به آنچه به دست آورده عمل كند و چنانچه فرضا استنباط او بر خلاف واقع در آيد، معذور خواهد بود.

    3. افتا
    مجتهدى كه با شرايط ياد شده به اجتهاد مى‏پردازد و حكم واقعى ياظاهرى را استنباط مى‏كند، همان‏طور كه مى‏تواند به آن عمل كند، مى‏تواند به آن فتوا دهد. (14)

    4. مرجع فتوا
    كسى كه مرجع فتواست، و بر ديگرى جايز يا واجب است كه به‏وى مراجعه و در احكام شرعى از وى پيروى نمايد، بايد داراى شرايط زير باشد:

    1. عالم باشد (و بنا بر احوط، در صورت امكان، بايد اعلم بوده و احاطه‏اش بر مسائل فقهى از مجتهدان ديگر بيشتر باشد).

    2. مجتهد باشد.

    3. عادل باشد (عدالت‏خصلتى است پايدار كه همواره شخص را به تقوا و ترك محرمات و انجام واجبات وا مى‏دارد).

    4. با ورع و با تقوا باشد.

    5. و بنابر احتياط، حريص به دنيا و رياست طلب نباشد .

    در حديثى، به نقل از امام حسن عسكرى(ع) آمده است:

    «من كان من الفقهاء صائنا لنفسه، حافظا لدينه، مخالفا لهواه، مطيعا لامر مولاه فللعوام ان يقلدوه;

    فقيهى كه خويشتن‏دار، نگهبان دين و مخالف هوا و هوس بوده و تنها مطيع رهبر الهى خود باشد، بر عامه مردم است كه از او پيروى كنند.»

    5. قضاوت
    يكى از شؤون فقيه، قضاوت است، او مى‏تواند به خصومتها و نزاعها پايان دهد.

    6. زعامت و ولايت فقيه
    زعيم و ولى فقيه كسى است كه عالم به سياستهاى دينى و برقرار كننده عدالت اجتماعى در ميان مردم است و طبق روايات، ولى فقيه، وارث پيامبران و بهترين خلق خدا بعد ازائمه است و مجارى امور و احكام و دستورات، به دست اوست.

     

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 9 ژانویه 2012
  • بدون نظر
  • دعاى روز بیست و هشتم ماه مبارک رمضان

    بسم الله الرحمن الرحیم
    اللهمّ وفّر حظّی فیهِ من النّوافِلِ

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 7 ژانویه 2012
  • بدون نظر
  • ياد گرفتن رانندگى برای زن به كمك مرد اجنبى

    آيا براى زن، ياد گرفتن رانندگى به كمك مرد اجنبى در مكان مخصوص تعليم رانندگى، با علم به اينكه آن زن حجاب و عفاف شرعى خود را حفظ مى‏كند، جايز است؟
    ج: آموختن رانندگى با كمك و راهنمايى مرد اجنبى در صورتى كه با مواظبت بر حجاب و عفاف واطمينان به عدم وقوع در مفاسد همراه باشد، اشكال ندارد، ولى درعين حال شايسته است كه يكى از محارم وى همراه او باشد، بلكه اولى اين است كه آموزش رانندگى به كمك مربّى زن يا يكى از محارم صورت بگيرد.

    سایت مقام معظم رهبری

    funpatogh . com

     

    iconبرای دانلود کلیک کنید

    icon برچسب ها: , , , ,
  • نوشته: admin
  • تاریخ: 5 ژانویه 2012
  • بدون نظر